مرتضى مطهري
101
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
هدف خلقت ، تناسب است و به همين دليل مرد و زن يكديگر را جذب مىكنند . تفاوت ، منشأ تجاذب است اگر تفاوت نبود تجاذب حاصل نمىشد . اين تناسب به صورت تفوق و تسلط ظاهرى و بدنى مرد و تسلط معنوى و قلبى زن است و همين تفاوت موجب اين است كه زندگى خانوادگى طبيعى باشد ، يعنى انسان هرچند مدنىّ بالطبع نباشد منزلىّ بالطبع هست . د . به واسطهء همين تجاذب و تركب ميان آنها شركت در سعادت پيدا مىشود . در اثر تجاذب و ميل تركيبى زن و مرد كه شبيه ترين تركيبات اجتماعى است به تركيب طبيعى ، زن و شوهر جبراً در سعادت يكديگر شريكند و زندگى واحدى دارند . هيچ كس از سعادت كس ديگر به اندازهء زن و شوهر بهره نمىبرد . ه . به همين دليل هرگز ميان طبقهء زن و طبقهء مرد جنگ طبقاتى - آنچنان كه در ساير طبقات اجتماع در مىگيرد - در نگرفته و محال است در آينده نيز در بگيرد . قيامى كه اكنون به نام قيام زن در دنيا معروف است قيام زن نيست ، بلكه قيام جمعى از مردان و زنان است عليه وضع سابق ، و مردان بيشتر در زير نقاب زن بيشتر از خود زنان دخالت دارند . و . پس تفسير تاريخ حقوق زن به شكلى كه گفتهاند ( 1 ) چهارمرحله را طى كرده ( مرحلهء طبيعى ، تسلط مرد ، اعتراض زن ، تساوى حقوق ) غلط است . يكى به دليل بالا ، ديگر اينكه عملًا خلاف بوده زيرا اسلام به اعتراف خود آنها قسمتى از حقوق زن را تأمين كرد و در آن ، زنان شركت نداشتند . در عصر جديد هم مردان به شهادت تاريخ سهم عمده را دارند . ز . از نظر ما تفسير تاريخ به اين نحو است كه مظالم گذشته بر زن ناشى از حس استخدام مرد نبوده ( 2 ) ، ناشى از جهالت بوده و نوعى ظلم
--> ( 1 ) رجوع شود به صفحهء 131 ، نمرهء 26 . ( 2 ) بر خلاف نظر علامه طباطبايى كه در صفحهء 82 - 86 گذشت .