مرتضى مطهري

81

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

كنند . و اما روى اين نظريه ، راه حل اين است كه با ميلها و رغبتهاى طبيعى و فطرى مبارزه كنند . گذشته از اينكه مبارزه با ميلهاى طبيعى به مصلحت بشر نيست ، عيناً مانند قطع عضو است كه تا فاسد نشده نبايد قطع شود و اگر زايد مىبود آفريده نمىشد ، ريشه كن كردن ميلهاى غريزى و طبيعى غيرممكن است . حداكثر اين است كه يك ميل به باطن مىگريزد و در ظاهر تجلىاى ندارد ولى در باطن مشغول خرابكارى مىشود و منشأ بيماريهاى روحى و عصبى مىگردد و گاهى به صورت جنايت و انفجار ظاهر مىشود . عدم امكان قلع و قمع و ريشه كن كردن امور روحى مطلبى است كه در فلسفه ثابت شده و روانشناسى هم آن را تأييد كرده است . پس به جاى اينكه اين گونه مبارزه ها كمك به صلاح اخلاق بكند ، با شكل ديگر موجب فساد روح و اخلاق مىگردد . حقيقت اين است كه آنچه مذموم است از نظر دين ، نه اعيان و واقعيات اشياء است و نه علاقه به آنها كه امرى طبيعى است ( 1 ) آنچه مذموم است دلخوشى و رضايت و قناعت به امور مادى و دنيوى و توقف و جمود و ركود است . از قرآن كريم اين مطلب استفاده مىشود . آنچه در قرآن مذمت شده صرف علاقه به امور اين جهان نيست ، اكتفا كردن و رضايت دادن و قناعت به اين امور است . مثلًا مىفرمايد : * ( ان الذين لايرجون لقائنا و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنّوا بها . ) * يا مىفرمايد : * ( ولكنه اخلد الى الارض ، المال و البنون زينة الحيوة الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثواباً و خيرٌ املًا ، قل ان كان آباؤكم و ابناؤكم . . . ، ارضيتم بالحيوة الدنيا من الاخرة . . . ، فاعرض عن من

--> ( 1 ) . به عبارت ديگر علاقه عاطفى به معنى ارتباط معنوى كه به منزله كانال ارتباطى است مذموم نيست . آنچه مذموم است بستگى است كه از نوع توقف و جمود و ركود است .