مرتضى مطهري
525
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اين سگ ، حشرى مخصوص به خود دارد كه با حشر سگان ديگر متفاوت است . علماى ما غالباً درباره حيوان شدن انسان كه از آن به نوعى مسخ تعبير مىشود بحث كردهاند ولى درباره انسان شدن حيوان از نظر معنوى بحثى نكرده و نامى هم براى آن تعيين نكردهاند . راجع به يكى از دو مقدمه اين بحث ، يعنى رابطه متقابل روح و بدن ، لازم است به روانشناسى جديد مراجعه شود . در روانشناسى جديد مطلبى كه نزديك به اين مطلب است بيان شده و آن اينكه ميان حالات روحى و تجليات بدنى رابطه طبيعى و ذاتى هست ، مثلًا شادى نوعى تظاهر بدنى دارد و اندوه نوعى ديگر و تعجب نوعى ديگر ، شهوت جنسى نوعى ديگر و شهوت بطنى نوعى ديگر و غضب نوعى ديگر و حسد نوعى ديگر . همانطور كه هريك از حالات روحى تظاهر خاص را در بدن ايجاد مىكند ، هريك از اين تظاهرات ولو به طور مصنوعى آن حالت روانى را - مثلًا شادى ، اندوه ، تعجب ، شهوت ، غضب را - ايجاد مىكند . با اضافه كردن اينكه در اثر عمل و تكرار ايجاد ، آن حالت روانى كمكم رسوخ پيدا مىكند و مستحكم مىشود ، مدعاى حكماى الهى ثابت مىگردد . جمله معروف اميرالمؤمنين در جنگ كه : * ( عضّ على ناجذك . . . ) * ناظر به تأثير تظاهر بدنى در ايجاد حالت روحى است . از خود بيگانگى : 38 . از مجموع آنچه در شماره 37 گفتيم ، مفهوم از خودبيگانگى از نظر حكماى اسلامى كاملًا روشن مىگردد . از خود بيگانگى فرع بر طبيعت ذاتى و فرع بر امكان تغيير ماهيت است : به طور كلى از خودبيگانگى آنگاه صادق است كه اولًا انسان داراى طبيعت ذاتى باشد كه خود او را تعيين كند و ثانياً استعداد بيرون شدن از خود و بيگانه شدن با خود را داشته باشد . فطرت : از نظر اين حكما انسان هم داراى فطرت و طبيعت ذاتى است و طبيعت و فطرت انسان بما هو انسان كمال مطلقجويى و خداجويى است ، و ملاك استعداد از خود بيرون شدن انسان اين است كه به حكم اينكه موجودى شاعر و مريد است و رابطه متقابل بين او و كارش برقرار