مرتضى مطهري
483
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
براى او چه مقدر كند . 4 . رضا با سعى و عمل هم منافى است بلكه با دفع بلا ، بيمارى يا جنگ و دفاع از دشمن ، بلكه با تبليغ و دعوت كافر و امر به معروف و نهى از منكر جاهل منافى است . آيا معنى رضا اين است كه عالم را خدا آفريده و به دست خدا هم اداره مىشود و خداوند بهتر از ديگران مىداند كه چگونه اداره كند ، پس انسان بايد به هر چه پيش مىآيد راضى باشد ، نه درصدد دفع برآيد و نه درصدد رفع بلكه همانطور كه گفتهاند مثل ايوب باشد ، اگر كرمى بر بدنش مىنشيند آن كرم را دومرتبه سرجايش بگذارد ؟ 5 . از طرف ديگر مىبينيم اگر بخواهيم به همه چيز راضى باشيم گذشته از اينكه عملًا موجوداتى مهمل و معطل بار مىآييم ، با منطق دين كه مشتمل بر دعوت و عمل و دعا و امر به معروف و تأثير در تحول اجتماع است منافات دارد . قرآن مىگويد : * ( فان الله لايرضى عن القوم الفاسقين ) * . ( توبه ، 96 ) * ( ان تكفروا فان الله غنى عنكم و لايرضى لعباده الكفر و ان تشكروا يرضه لكم . ) * ( زمر ، 7 ) * ( لبئس ما قدّمت لهم انفسهم ان سخط الله عليهم . ) * ( مائده ، 80 ) * ( ذلك بانهم اتبعوا ما اسخط الله و كرهوا رضوانه . ) * ( محمد ، 28 ) * ( افمن اتبع رضوانا لله كمن باء بسخط من الله . ) * ( آل عمران ، 162 ) در اسلام حب فىا لله و بغض فىا لله داريم : * ( هل الايمان الَّا الحب و البغض ؟ ) * در نهجالبلاغه مىفرمايد : ايها الناس ، انما يجمع الناس الرضا و السخط و انما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم الله بالعذاب . . . در حديث است :