مرتضى مطهري
460
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ملاك جرّ نفع است و نظر به منفعت است ) و در اين صورت رباى اسلامى حتى در قرض نيز جنبه اقتصادى ندارد و با رباى اقتصادى اشتراك لفظى دارد . و يا بايد قبول كنيم كه رباى قرضى اسلامى و رباى معاملى اسلامى اشتراك لفظى دارند . به هر حال بحث در اينكه آيا اطلاق ربا در فقه در باب قرض و در باب معامله به اشتراك لفظى است يا معنوى ، بحث جالبى است و بايد حتماً طرح شود . 20 . مجموع راههاى فرار از ربا : 1 . بيع شرط . با دخالت حاكم قابل تصحيح است . 2 . رهن تصرف 3 . منتقل كردن منافع به وسيله يك معامله و شرط در آن معامله منتقل كردن اصل را به برابر خود و آن به سه نحو است : الف . بيع به شرط قرض يا به شرط بيع ، مثل اينكه رباگيرنده جنس گرانقيمت را به قيمت ارزان بفروشد و شرط كند بر خريدار قرض مبلغ معين را يا بيع مثل به مثل را . ب . اشتراء به شرط قرض يا به شرط بيع . ربا گيرنده كبريتى را مثلًا به هزارتومان مىخرد و شرط مىكند بر فروشنده قرض مبلغ معينى يا بيع مثل به مثل را ( 1 ) . اين راه فرار در جلد دوم عروه ، صفحه 49 كه انواع راههاى فرار را ذكر مىكند ، ذكر نشده است و شايد علت عدم ذكر اين است كه در صدد بيان راه فرار رباهاى معاملى است . ج . به صورت صلح كه در نمره 9 خواهد آمد . 4 . مسأله خريد و فروش اسكناس نيز يكى از طرق فرار از ربا است كه قرض را به صورت خريد و فروش در مىآورند . اين ، فرار از
--> ( 1 ) . رجوع شود به وسيله ، كتاب القرض ، صفحه 400 و كتاب الدين ، صفحه 395 و رساله سفته و سرقفلى آقاى ميلانى ، مسأله 12 . در نمره 9 صلح به شرط بيع يا به شرط قرض را ذكر مىكنيم . صلح به شرط قرض يا به شرط بيع داخل در قسم سوم است ، زيرا فرقى ميان بيع و صلح از جهت مشروط فيه واقع شدن نيست .