مرتضى مطهري
44
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
در قضا ذوقى همى بينند خاص كفرشان آيد طلب كردن خلاص حسن ظنى بر دل ايشان گشود كه بپوشند از غمى جامه كبود هرچه آيد پيش ايشان خوش بود آب حيوان گردد ار آتش بود زهر در حلقومشان شكَّر بود سنگ اندر راهشان گوهر بود كفر باشد نزدشان كردن دعا كاى إله از ما بگردان اين قضا صفحه 250 : اين قدر بشنو كه چون كلى كار مىنگردد جز به امر كردگار چون قضاى حق رضاى بنده شد حكم او را بندهء خواهنده شد پس چرا لابه كند او يا دعا كه بگردان اى خداوند اين قضا پس چرا گويد دعا الَّا مگر در دعا بيند رضاى دادگر ايضاً رجوع شود به مثنوى ميرخانى ، صفحه 257 : آن دعاى بيخودان خود ديگر است آن دعا زو نيست گفتِ داور است آن دعا حق مىكند چون او فناست آن دعا و آن اجابت از خداست ايضاً صفحه 259 ، داستان مفصلى كه [ شخصى ] با دعا روزى حلال مىخواست و گاو كسى را كشت و مخاصمه به نزد داود عليه السلام كشيده شد . 6 . الكسيس كارل در جزوه نيايش مىگويد : « دعا پرواز روح