مرتضى مطهري
334
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
هناك معدل معيشته و حيوته فى الانمحاق و الانتقاص و لايلبث زماناً طويلًا حتى تفنى تمام ما يكتسبه و يبقى تمام ما يقترضه فيطالب بالعشرين و ليس له و لا واحد ( 20 - المال ) و هو الهلاك و فناء السعى فى الحيوة . بر اين بيان چند ايراد وارد است : اول . گويى در اين بيان مفروض گرفتهاند كه هركس بايد ما يحتاج خود را مالك باشد به طورى كه اگر مالك نباشد لابد ديگران حق او را غصب كردهاند ، و اين سخن دليلى ندارد . دوم . بيان مذكور نقض مىشود به اجاره و بيع نسيئه ، زيرا اگر فرض كنيم كه كسى روزى ده درهم دارد و بايد روزى ده درهم اجاره بدهد پس لازم است هرچه در مىآورد بابت اجاره بدهد و براى معيشت هيچ نداشته باشد ، و حتى ممكن است كسى اصلًا درآمد نداشته باشد نه براى معيشت و نه براى اجاره . آيا در اين صورت اجاره گرفتن ظلم است ؟ يا نسيئه فروختن به چنين كسى ظلم است ؟ در حالى كه بين نقد و نسيئه از لحاظ قيمت مىتوان تفاوت گذاشت . خلاصه آنكه بايد بيان كرد كه ربا گرفتن اخذ مال غير است ظلماً تا اعسارى كه از اين طريق پيدا مىشود فساد محسوب شود و گرنه صرف فقدان مقترض دليل بر ظلم بودن اخذ ربا نيست ، و بايد گفت كه فاقد شدن چنين مقترضى از جهت قلَّت درآمد خود اوست كه محصول كار آتيه خود را در زمان جلوتر صرف مىكند ( 1 ) . 7 . سپس در مورد قرضهاى توليدى چنين مىفرمايد :
--> ( 1 ) . و مىتوان به تعبير ديگر اعتراض كرد و آن اين است كه شما درصدد بيان ظلم بودن ربا هستيد ولى بيان شما نتيجه مىدهد كه به مقترض معسر بايد ترحم كرد و اين همان اصطناع معروف است كه براساس عاطفه و احسان است نه براساس عدل و حق .