مرتضى مطهري

302

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

انسان باشد ( مانند مولَّد بودن كارخانه ها و هر افزارى ) و خواه آنكه رابطه بين اثر و اثرِ اثر رابطه علت فاعلى باشد يا رابطه علت قابلى باشد ( 1 ) و خواه آنكه اثرِ اثر يك امر حقيقى و يك كمال واقعى يا يك امر اضافى و اعتبارى كه ايجاد ارزش مىكند بوده باشد . مثلًا مالالتجاره قابل است كه مورد تجارت قرار بگيرد . واضح است كه با تجارت كردن ، كمالى واقعى در مالالتجاره ايجاد نمىشود ولى همان نقل و انتقالى كه تاجر روى مالالتجاره انجام مىدهد و آن را به مشترى نزديك مىكند ايجاد ارزش مىكند و چون مالالتجاره قابل اين عمل است لذا مالك مالالتجاره در اين ارزش سهيم است و بر اين اساس مضاربه تصحيح مىگردد . ( رابطه تجارت با عامل رابطه علت فاعلى است و رابطه آن با سرمايه شبيه رابطه علت قابلى است ) . خلاصه آنكه ما قبول داريم كه انسان مالك نتاج ملك خود مىباشد ( به هر نحوى كه تعلق نتاج به ملك باشد ) . ارزش پول ارزش بعد المبادله است : ولى پول به هيچ نحو مولَّد نيست . پول از آن جهت كه پول است فقط قابليت دارد كه تبديل شود به متاع ديگر و همين جهت ملاك ارزش پول است و به اصطلاح ارزش پول در سلسله معلولات مبادله است ، ارزش مابعدالمبادله است بر خلاف ارزش كالاها كه در سلسله علل مبادلات است يعنى ارزش ماقبل المبادله است ، و خود مبادله چه در پول و چه در غير پول از نوع منافع و آثار توليدى نيست كه شيئى را بتواند به شكل سرمايه درآورد . قابليت مبادله كه امرى اعتبارى است لازمه مملوكيتهاى فردى است . به عبارت ديگر مبادله ارزش شىء را علاوه نمىكند . خلاصه هر متاعى قابل مبادله است

--> ( 1 ) . اولى مانند منافع حيوان كه اگر كسى حيوانى توليد كند ، حيوان مولَّد شير و غيره است و رابطه بين حيوان و شيرش رابطه علت فاعلى و فعل است . و دومى مانند پنبه كه قابل است تبديل به پارچه شود ، كه رابطه بين كمال پارچه بودن و پنبه رابطه قابلى است چنانچه رابطه بين آن و بين كارگرى كه پنبه را تبديل به پارچه كرده است رابطه فاعلى است و بر اين اساس كمال حاصل ، تعلقى به مالك پنبه دارد و تعلقى به كارگر .