مرتضى مطهري

181

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

الف . خلقت نوع انسان ابداعى است ، از نوع ديگر مشتق نشده است . ب . انسان مركَّب است از روح و بدن . ج . در انسان دو قوه هست كه به وسيله يكى از آنها ارتباط علمى با اشياء پيدا مىكند و وسيله ديگرى ارتباط فنى و تسخيرى . د . از دو قوه و دو ارتباط بالا يك عنايت عجيب ناشى مىشود و آن قوه اعتبار علوم عملى و ادراكات اعتبارى است . ه . عواطف و احساسات منبع ادراكات اعتبارى است . و . از جمله ادراكات اعتبارى اين است كه « يجب استخدام كل ما يمكن استخدامه » و در اين جهت به انسان و غير انسان ابقا نمىكند . ز . انسان به حكم اينكه افراد ديگر را مانند خود مىبيند ، اضطراراً ( فطرت در زمينه اضطرار ) تسليم عدل اجتماعى مىشود . ح . قريحه استخدام به ضميمه عدم تساوى افراد از حيث خلقت و قوّت و ضعف و غيره ، موجب انحراف از عدل اجتماعى تصالحى مىشود و منجر به تنازع بقا مىگردد . اينجاست ( يعنى بعد از تصالح اضطرارى و تسليم عدل اجتماعى و عدم عمل به آن در اثر تفاوت سطحها و حس استخدامها و ظهور اختلافات ) [ كه ] ضرورت وضع قانون عادلانه پيدا مىشود . قانون سه گونه ممكن است : به صورت تحميل و زور و استبداد ، به صورت تربيت غير دينى ، به صورت تربيت دينى . ط . تشريع دينى براساس حقيقت وجود و حيات جاويد انسان است . ى . اختلاف در خود دين از راه بغى . آيه 19 يونس : * ( و ما كان الناس الَّا امة واحدة فاختلفوا و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون ) * ناظر به اين اختلاف است و مقصود از « كلمه سابقه » آن است كه فرمود : * ( ولكم فى الارض مستقر و متاع الى حين . ) * ( بقره ، 36 و اعراف ، 24 ) 6 . عيب اين بيان اين است كه خيلى جنبه تجريدى و ذهنى دارد .