مرتضى مطهري
171
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
سختى و رنج تلقى كرده ، پاره اى از آن را قبول داشته و قسمتى از آن را قبول نداريم يا آنكه برعكس آن را با آغوشى باز و دلى آكنده از عشق و محبت استقبال مىنماييم ؟ اخلاق محض ، قوانين كلى جهان را كه حاكم بر كائنات مىداند از روى علم و اطلاع اطاعت مىكند اما اين اطاعت با يك سنگينى و ملالت همراه است كه در قلب خود هيچ گونه حرارت و شوقى ندارد ( 1 ) . و هيچ وقت احساس اينكه اين قوانين مانند يوغى است به گردن او ( 2 ) از او جدا نمىشود . اما در مذهب برعكس ، اين اطاعت سرد و غمانگيز جاى خود را به استقبال و پذيرشى گرم كه همه چيز را پر از لطف و شوق و صميميت و نشاط مىسازد وا مىگذارد . جان جانان جهان كه فيلسوف رواقى خود را به آن تسليم مىكند احترام و تعظيم ( 3 ) را متوقع است اما خداى مسيحى محبت و عشق را طالب مىباشد . اينجاست كه مىبينيم اين دو دسته در دو محيط مختلف از عواطف و احساسات واقعند كه در مقابل يكديگر يكى به سردى قطب و ديگرى به گرمى و حرارت خط استواست ، گو اينكه نتيجه اى كه هريك از آنها به دست مىآورند يعنى تسليم محض و بدون چون و چرا يكى باشد . يكى مىگويد : در كف شير نر خونخواره اى . . . ديگرى مىگويد : * ( رضا الله رضانا اهل البيت . يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك . . . ) * 2 . راجع به اينكه دين مخصوصاً خداشناسى پشتوانه اخلاق و يگانه منطق و پايه انسانيت است ، رجوع شود به ورقه هاى توحيد ،
--> ( 1 ) . چون به نظر يك عالم اخلاق ، به خاطر مصلحت زندگى چاره اى نيست از اينكه خود را تطبيق دهيم بر جهان ( رجوع شود به دفتر 96 ، شمارهء 99 ، راجع به تأثير دين در رضا و انطباق با محيط ) . ( 2 ) . و بارى است بر دوش او و گاهى خارى است در چشم او . ( 3 ) . از نوع احترام و تعظيم زورمندان و جاه طلبان