مرتضى مطهري
169
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
دين و وقار و سنگينى ويليام جيمز در فصل اول كتاب خود مىگويد : هر وضع و حالتى را كه مذهبى بناميم ، چيزى از وقار و سنگينى و وجد و لطف و محبت و ايثار همراه دارد . اگر خوشى به او روى دهد ، خنده هاى جلف و سبك از او ديده نمىشود و اگر غمى به او روى نمايد ، ناله و ناسزا از آن شنيده نمىشود . آنچه من در آزمايشهاى خود اصرار دارم ، وقار و سنگينى است . اين وقار و سنگينى ناشى از اين است كه روح آدمى به واسطه مذهب ، عميقتر و نافذتر و دورانديشتر مىشود و عمده چيزى كه بر روح آنها سايه مىافكند و بلكه بايد گفت سنگينى مىافكند و وزين مىكند ، فكر مبدأ و معاد است . اين حالت در آنها پيدا مىشود كه امير عليه السلام در خطبه « ذكر » مىفرمايد : * ( اخذوا الذكر عن الدنيا بدله ) * يا در خطبه همام مىفرمايد : * ( الناس منهم فى راحة و انفسهم منهم فى تعب ( 1 ) . ) * در اخبار دينى هم وارد شده درباره رسول اكرم كه « * ( ضحكه التبسم ) * » و همچنين درباره مؤمن وارد شده كه از خنده قهقهه پرهيز دارد . به هر حال اين سنگينى و وقار به واسطه حمل بار بزرگى است كه بر روح خود دارند . ديگران به منزله ماشينى خالى هستند كه به سرعت در حركت باشد و ديوارها و چوبهايش لقلق مىكند ، و آنها به منزله ماشينى هستند كه ظرفيت خود را پر كرده و در دستاندازها و پست و بلندىها زياد بالا و پايين نمىپرد و زياد صدا راه نمىاندازد ، و ماشين هم براى بارگيرى ساخته شده نه براى خالى حركت كردن . در آدمى هم ظرفيت عقيده و ايمان و مذهب وجود دارد .
--> ( 1 ) . [ در نهجالبلاغه فيضالاسلام و عبده اين عبارت چنين آمده : * ( الناس منه فى راحة ، اتعب نفسه لاخرته . ) * ]