مرتضى مطهري
134
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مىخواهد اين كودك را از مادر شرعى خودش بگيرد و سخن از علم مسئول ، ادب مسئول ، هنر مسئول ، حتى كار و كسب مسئول ، اقتصاد و سياست مسئول مىگويد ، در صورتى كه علم دو جور ندارد : مسئول و غير مسئول ، و همچنين هنر و ادب . اين انسان است كه علم را در مسير مسئوليتهايش بهره گيرى مىكند . عده ديگر مىگويند : خير ، علم براى علم و ادب براى ادب و هنر براى هنر . اين هم غلط است . محال است كه علم خودش براى علم و هنر براى هنر باشد . باز بستگى دارد به انسان عالم و انسان نويسنده و اديب و انسان هنرمند . بايد ديد آنچه انسان را به صورت مسئول درمىآورد چيست . دليل مطلب اين است : آنجا كه مىگويد علم براى علم ، علم براى علم نيست ، علم براى اقتصاد يا علم براى سياست و براى سيادت و براى برترى است ، و به تعبير ما علم و عقل در خدمت نفس امّاره و شهوات است . آن هم كه مىگويد علم مسئول و هنر مسئول ، باز علم در مسير هدفهايى است كه دارد و غالباً اينها براى اينكه به قول داريوش آشورى خود را در درد مردم استعمارزده شريك نشان دهند و پس از احساس اينكه مردم استعمارزده دارند به پا مىخيزند ، خودشان را همصدا كردهاند كه در اين نهضتها هم سهمى داشته باشند ، يعنى اينها هم علمشان علم اسير مطامع است . هر دو طبقه علمشان و هنرشان و ادبشان ، علم و هنر و ادب اسير و غير آزاد و در خدمت مطامع است . بسيار ساده لوحانه است كه بپنداريم آقاى سارتر و آقاى راسل و آقاى كامو كه هستى و خلقت را پوچ و بىهدف مىانگارند و جهان را سراسر تاريكى مىبينند و نيكى و بدى را در مقياس جهان يك جور مىبينند و خلاصه با جهانبينى مادى ، ايده آليست اخلاقى و اجتماعى و ايده پرست شدهاند ، ايده پرستى كه خودشان آن را موهوم مىدانند . ايراد ديگر بر سخن اينها اين است كه مفهوم مسئوليت را درست درك نكردهاند . اينها همهء كوشششان اين است كه به استناد آزادى انسان در انتخاب و تأثير انتخابش در انتخاب ديگران ، هر فردى را