مرتضى مطهري

130

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

غير او ( كه البته اين عصيان وتسليم ، تمرد و اطاعت ، توأم با يكديگر است ) و ديگر برقرارى رابطه عادلانه ميان مردم . قرآن درباره هدف اول ، هر پيامبرى را كه نام مىبرد سرلوحه تعليماتش را خداپرستى و ترك پرستش غير خدا نام مىبرد ، و از نظر عدالت همه را در يك آيه قرآن يككاسه مىكند و مىگويد : لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط . تهذيب و تزكيه نفس شرط توحيد است : در اينجا مطلب سومى هم به نظر مىرسد كه آن هم هدف است : تزكيه و تطهير و تهذيب نفوس . ولى بايد گفت اين جهت هدف اصلى نيست بلكه مقدمه وصول به هدف توحيد و هدف عدالت است ، زيرا توحيدى كه انبيا آورده‌اند چون مربوط به دل و قلب و عمق روح است - نه تنها مربوط به عقل و فكر - شرط نفوذ و سرايتش تهذيب نفس و پاكى دل است . ممكن است كسى بگويد هر دو هدف نامبرده در قلمرو علم و فلسفه است . از طرفى مىدانيم بسيارى از فلاسفه جهان ، الهى و موحد بوده‌اند بدون آنكه تابع يك دين بالخصوص باشند مثل فلاسفه يونان ، و از طرف ديگر مىدانيم كه باز حكيمان و فلاسفه اجتماعى از قبيل افلاطون و ارسطو در قديم و هابز و استوارت ميل و روسو و جانلاك و منتسكيو و غيره هم در عصر اخير ، عساكر عدل بوده‌اند و در زمينه عدالت اجتماعى داد سخن داده‌اند . فرق انبيا و فلاسفه الهى و فلاسفه اجتماعى : جواب اين است كه خيلى فرق است ميان توحيد و خداشناسى تعليمى انبيا و خداشناسى و توحيد تعليمى فلاسفه . آنچه علما و فلاسفه به بشر در اين زمينه داده و مىدهند از مرحله فكر و عقل تجاوز نمىكند . محرك اول ارسطو از لحاظ بشر نظير اعتقاد به ستاره اورانوس يا نپتون است در نظام شمسى همينقدر انسان معتقد مىشود به حسب فكر خودش كه واجبالوجودى در نظام هستى