مرتضى مطهري

118

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

عنالصادق عليه السلام : مودة يوم صلة و مودة شهر قرابة و مودة سنة رحم ماسة من قطعها قطعه الله . ( داستان على عليه السلام و مصاحبت با كتابى ) ( 1 ) دولت - فلسفهء اجتماعى رجوع شود به دفتر شمارهء 83 ، صفحهء 77 ( پاورقى ) ، مفهوم دولت در عصر ولىعصر ( عج ) . ايضاً كتاب ماترياليسم تاريخى ، بحث دولت و كتاب منشأ خانواده و مالكيت و دولت تأليف انگلس . آيا در عصر ولىعصر دولت به معنى گروه حاكم وجود ندارد و فقط حكومت قانون است و مردم بدون دولت اداره مىشوند ، آنچنان كه كمونيستها در جامعهء ايده آل خود نظر مىدهند ؟ يا دولت به معنى گروهى كه صرفاً مظهر حكومت عدل و قانون است ، مثل حكومت رسول اكرم و على عليه السلام وجود دارد ولى دولت به معنى مظهر حكومت گروهى يا طبقه اى بر گروهها و طبقات ديگر وجود ندارد ؟ از نظر كمونيستها كه ديدشان دربارهء انسان ديد صرفاً مادى و ماترياليستى است از نظر اخلاقى و قدرت را مساوى با زورگويى و تجاوز مىدانند ، پس نفى ظلم و برقرارى عدل مساوى است با نفى دولت و قدرت حاكمه . ولى از نظر ما كه انسان مىتواند وابسته به ايمان و ايدئولوژى بشود و تكامل را مساوى با استقلال و آزادى از شرايط محيط و وابستگيهاى بيرونى و درونى مىدانيم ، قدرت مساوى با زور و تجاوز نيست . دولت مهدى مانند دولت علوى مظهر قدرت است اما قدرت قانون و عدالت . پس در آن عصر دولت به معنى مظهر قدرت يك گروه يا يك طبقه نيست ولى به معنى مظهر قدرت حق و عدالت هست . از طرف ديگر ، تكامل محدود به هيئت حاكمه - به تعبير افلاطون

--> ( 1 ) . [ اين داستان در كتاب داستان راستان استاد شهيد نقل شده است . ]