مرتضى مطهري
16
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حافظ - دم عرفانى - وقت صفحات 6 و 27 و 45 و 52 و 55 و 62 و 70 و 78 و 86 و 111 و 118 و 168 و 235 و 239 و 241 و 250 و 258 و 259 و 270 ( مكرر ) و 281 و 303 ( مكرر ) و 319 و 324 و 340 و 342 و 344 و 379 شك و تحير حافظ برخى مانند محمد على بامداد در حافظشناسى معتقدند كه حافظ در ابتدا در شك بوده و بعد به يقين رسيده است ، شك او از [ سنخ ] شك ابراهيمى و شك دكارتى است . برخى ديگر معتقدند كه شك حافظ آخر ( 1 ) منزل اوست و منزل يأس و بدبينى او و براى فرار از اينهمه شكوك آزار ده به مىبه عنوان يك مخدّر پناه مىبرده است . ولى حقيقت اين است كه شك حافظ همان حيرت است ، آن هم حيرت عرفانى كه با شكوك مردم عادى متفاوت است . دليل بامداد بر شك ابتدايى حافظ اشعارى است ، از آن جمله : نشوى واقف يك نكته ز اسرار وجود تا نه سرگشته شوى دايرهء امكان را دل چو پرگار به هر سو دورانى مىكرد و اندر آن دايره سرگشته و پا بر جا بود زانجا كه فيض جام سعادت فروغ توست بيرون شدى نماى ز ظلمات حيرتم رجوع شود به ورقه هاى « عرفان حافظ » . ص 93 قزوينى :
--> ( 1 ) [ آخرين ]