مرتضى مطهري

17

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نظر پاك تواند رخ جانان ديدن كه در آيينه نظر جز به صفا نتوان كرد ص 117 : عشق تو نهال حيرت آمد وصل تو كمال حيرت آمد ( * ( ربّ زدنى فيك تحيرا ) * ) بس غرقه حال وصل كاخر هم بر سر حال حيرت آمد . . . حافظشناسى بامداد ، ص 22 - 23 : چيست اين سقف بلند سادهء بسيار نقش زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست آن كه پُر نقش زد اين دايرهء مينايى نيست معلوم كه در گردش پرگار چه كرد وجود ما معمايى است حافظ كه تحقيقش فسون است و فسانه زين دايرهء مينا خونين جگرم مىده تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينايى گره ز دل بگشا وز سپهر ياد مكن كه فكر هيچ مهندس چنين گره نگشاد