اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
530
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كشته شد و سرش را نزد محمد بن عبد الله بن طاهر برده پيش روى او در سپرى نهادند و مردم براى تهنيت وى در آمدند ، پس مردى از بنى هاشم به او گفت : تو را به چيزى تهنيت مىگويند كه اگر پيامبر زنده بود ، بدان تعزيت داده مىشد [ 1 ] . در همين سال ( 249 ) سپاه فارس برياست على بن حسين بن قريش بخارى بر عامل خود حسين بن خالد تاختند و بر وى فتنه انگيختند و بر مالى كه حمل شده بود حمله بردند و جيره هاى خود را از آن برداشتند و فارس ضميمه ( قلمرو حكومت ) محمد بن عبد الله بن طاهر بود ، پس چون ( از پيشامد ) خبر يافت عبد الله بن اسحاق را امارت داد و او با ساز و برگ و سپاه رهسپار فارس گرديد و چون وارد فارس شد سپاهيان بفرمان وى آمدند و منظورش ابن قريش بود ، لذا ، او را شكنجه داد و سپس از وى خشنود گشت و جنگ با قومى از خوارج را در ناحيه فرش و روذان كه حد ميان فارس و كرمان است ، در عهده وى نهاد ، پس ابن قريش بناحيه اصطخر رفت و با سپاه مكاتبه كرد و بانان اعلام كرد كه مىخواهد بر عبد الله بن اسحاق بتازد ، و در اثر آنكه عبد الله با ايشان بدرفتارى كرده و جيره هاى آنان را نداده بود ، به يارى وى برخاستند و على بن حسين بازگشت و بر عبد الله حمله برد و او را از خانه اش بيرون كرد و اموال و اثاثش را غارت نمود و على بن حسين را بر خود امارت دادند و عبد الله به بغداد بازگشت و محمد بن عبد الله بن نصر بن حمزه خزاعى فرستاده شد و چون از راه رسيد با على بن حسين طرح دوستى افكند و چون كارى از پيش نبرد رميده از وى در ناحيه اى از بلوك فارس اقامت گزيد . اسماعيل بن يوسف طالبى [ 2 ] به جهت پيشامدى كه ميان او و والى مدينه روى داده و در وقفى كه داشت والى بر وى ستم كرده بود ، ياغى گشت و دسته اى از
--> [ 1 ] ر . ك . مقاتل الطالبيين . [ 2 ] طبرى : اسماعيل بن يوسف بن ابراهيم بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب .