اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

531

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

اعراب را فراهم ساخت و سپس بناحيه روحاء روى نهاد و مالى از دولت را كه از بعضى جاها حمل شده بود گرفت ، سپس به مكه رفت و با جعفر بن فضل [ 1 ] معروف به « بشاشات » عامل مكه نبرد كرد و او را شكست داد و به مكه در آمد و سه روز اقامت گزيد ، سپس [ به ] مزدلفه رفت و بامدادان به منا رسيد در حالى كه مردم گريخته بودند و همراهان ابن يعقوب به مكه در آمدند و اهل مكه چنان پنداشتند كه ايشان ياران اسماعيلاند و با شمشيرها به روى ايشان ايستادند و از ايشان كشتارى عظيم كردند و اسماعيل به مكه روى نهاد و اهل مكه او را از ورود به شهر مانع شدند ، پس يارانش شمشير در ميان آنان نهادند تا به مكه در آمد و طواف كرد و سعى نمود و برگشت و طواف كرد و سپس به منا رفت ، و در مكه مردى بود كه او را محمد بن حاتم مىگفتند و عامل هزينه هاى مصانع بود ، پس به يعقوب گفت : آنچه طلا و نقره بر دو دربند و آستانه خانه است ، تمام را بكن و بمردم بده و با اسماعيل جنگ كن ، پس آن طلاها را كند و اسماعيل روزهاى منا را در منا ماند و سپس بازگشت . [ . . . ] و در سال 252 نرخها در بغداد و سامره چنان گران شد كه قفيزى صد درهم رسيد و جنگ ادامه يافت و راه ورود خوار و بار بسته شد و قحطى پديد آمد و نمايندگان ميان آنان [ 2 ] رفت و آمد كردند ، پس مستعين خواستار صلح شد كه خود را خلع كند و امر ( خلافت ) را به معتز واگذارد و خود به شهرى برود و آنجا اقامت گزيند و خود و فرزندانش در امان باشند مشروط بانكه مالى معين و املاكى كه زندگى وى را كفايت كند به او داده شود ، پيشنهاد مستعين پذيرفته شد و خود را خلع كرد و محمد بن عبد الله بيعت نمود و مستعين كتاب خلع را عليه خود نوشت و بر آن گواه گرفت و با مادر و فرزندان و ديگر بستگانش بواسط رفت تا آنجا را اقامتگاه خويش قرار دهد .

--> [ 1 ] طبرى : جعفر بن فضل بن عيسى بن موسى . [ 2 ] ميان مستعين و معتز .