اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

46

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ابو موسى اشعرى در سال 23 شهرستان اهواز و اصطخر را گشود و عمر به او نوشت كه مانند زمينهاى عراق بر آنها خراج نهد . پس چنان كرد [ 1 ] . و در اين سال عبد الله بن بديل بن ورقاء خزاعى همدان [ 2 ] و اصفهان [ 3 ] را گشود و قرظة بن كعب انصارى ، وى را [ 4 ] و معاوية بن ابى سفيان ، عسقلان را . عمر خالد بن وليد را فرماندارى رها و حران و رقه و تل موزن [ 5 ] و آمد داد پس يك سال آنجا بماند سپس مستعفى شد و استعفاى او را پذيرفت و خالد به مدينه آمد و چند روزى آنجا اقامت گزيد و سپس خالد در مدينه بدرود زندگى گفت . بقول واقدى خالد بن وليد در حمص درگذشت و به عمر وصيت كرد و چون خبر مرگش به عمر رسيد ، حفصه و خاندان عمر بر او گريستند و گريه ايشان بر او بسيار شد . پس عمر گفت : اين زنان را سزاوار است كه بر ابو سليمان گريه كنند و خود در مرگ او بيتابى كرد . حبيب بن مسلمه فهرى را به ارمنستان گسيل داشت و سپس سلمان را بكمك وى فرستاد ليكن سلمان جز پس از كشته شدن عمر به حبيب نرسيد [ 6 ] . عمر در اين سال زنان پيامبر را اذن حج داد و همراه ايشان به حج رفت . كسى گفته است كه زنان پيامبر خدا را در سال 23 در ميان هودج ديدم كه روپوشهاى كبود بر تن داشتند و عبد الرحمن بن عوف پيشاپيش آنان و عثمان بن عفان در پشت سر مىرفتند و كسى را نمىگذاشتند كه نزديك ايشان رود . عمر نيمى از دارايى گروهى از كارمندان خود را مصادره كرد كه سعد [ 7 ] بن ابى وقاص فرماندار كوفه و عمرو بن عاص فرماندار مصر و ابو هريره فرماندار

--> [ 1 ] فتوح البلدان ص 370 . [ 2 ] فتوح ص 306 . [ 3 ] فتوح ص 308 . [ 4 ] فتوح ص 313 . [ 5 ] شهرى ميان رأس عين و سروج كه ميان آن و رأس عين در حدود ده ميل راه است ( مراصد الاطلاع ) . [ 6 ] فتوح البلدان ص 200 . [ 7 ] ل ، ن ، سعيد .