اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

489

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

از فقيهى مالكى در مصر بنام حارث بن مسكين استفتا نمود ، پس گفت اگر براى ستمى كه بدانها رسيده است خروج كرده باشند ، ( ريختن ) خونها و ( گرفتن ) مالهاشان حلال نيست . مامون گفت : تو تكه اى و مالك از تو تكه تر بود ، اينان كافران ذمى هستند كه هر گاه بر آنها ستم شود ، بايد نزد امام دادخواهى كنند و آنان را نمىرسد كه از ( شمشيرهاى خود ) كمك بگيرند و نه آنكه خونهاى مسلمانان را در ديار خود بريزند . پس مامون رؤساى آنها را اخراج كرد و به بغدادشان فرستاد . محمد بن ابو العباس طوسى و احمد بن ابى دؤاد به منظور تقرب جستن به معتصم ، نزد مامون از يحيى بن اكثم سخنچينى و سعايت كردند ، پس مامون بر وى خشم گرفت و فرمود تا او را از اردويش تبعيد كنند و ( شعار ) سياه را از تن او كند و او را به بغداد فرستاد و بوى دستور داد كه از خانه اش بيرون نرود ، پس از مصر اخراج شد و كسانى را موكل بر وى فرستاد ، و نيز بر عيسى بن منصور فرمانده رافقى خشم گرفت و او را از اردوى خويش بيرون راند و خشم گرفتن بر آن دو در يك روز بود . اقامت مامون در مصر 47 روز بود ، چه در دهم محرم سال 217 وارد شد و سه روز مانده باخر ماه صفر بيرون رفت و در بازگشت از مصر به دمشق آمد و چند روزى اقامت گزيد و سپس رهسپار مرز شد و در اذنه فرود آمد و اردو زد . ابو سعيد محمد بن يوسف طائى و عبد الرحمان بن حبيب و جز آن دو كه از اصحاب محمد بن حميد طوسى در آذربايجان بودند ، بدربار مامون رفته و [ بر ] على بن هشام سخنچينى و سعايت كرده و او را بناسازى و نافرمانى متهم كرده بودند ، پس عباس بن سعيد جوهرى عامل بريد على بن هشام نيز چنان گزارشى نوشت و در نتيجه مامون ، عجيف بن عنبسه را كه از بزرگترين فرماندهانش بود ، و احمد بن هشام را فرستاد و عجيف ، على را به اذنه فرستاد و مامون فرمود تا او و