اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
488
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
هنگامى به مصر بازآمد كه اهل حوف و مردم بشرود بار ديگر نافرمان شده بودند پس با آنان جنگيد . مامون در سال 216 بجنگ روم رفت و دوازده قلعه و چندين مطموره [ 1 ] را فتح كرد و خبر يافت كه پادشاه روم بجنگ برخاسته است ، پس عباس پسر خود را فرستاد تا با وى نبرد كرد و او را شكست داد و خدا مسلمين را فاتح ساخت و توفيل پادشاه روم اسقف [ 2 ] ملازم خود را نزد وى فرستاد و نامه اى بوى نوشت كه در آن نام خود را مقدم داشت ، پس مامون گفت : نامه اى را كه نام خود را در آن مقدم داشته است نميخوانم و آن را باز پس فرستاد ، پس توفيل بن ميخائيل به او نوشت : به عبد الله شريفترين مردم پادشاه عرب ، از توفيل بن ميخائيل پادشاه روم ، كسى كه پذيرفته است [ . . . ] و درخواست كرد كه صد هزار دينار و هفت هزار اسيرى را كه نزد وى بودند ، از وى بپذيرد و آنچه را از شهرها و قلعه هاى روم فتح كرده است بايشان واگذارد و پنج سال از جنگ با ايشان دست بدارد . اما مامون پيشنهاد وى را نپذيرفت و به كيسوم جزيره از ديار مضر بازگشت . روز دوشنبه ، چهار روز مانده از جمادى الاولى سال 216 ام جعفر [ دختر جعفر ] بن منصور بدرود زندگى گفت و در همين روز خبر مرگ عمرو بن مسعده كه در اذنه مرده بود ، رسيد و در همين سال طوق بن مالك ربعى در ماه رمضان درگذشت . كسانى كه از اهل حوف و بيما و بشرود از نواحى سفلاى مصر با افشين نبرد ميكردند سخت نيرومند شدند و مامون خود بنواحى مصر رهسپار شد و افشين را بجنگ با مردم حوف پيش داشت و آنگاه خود بسوى آنان تاخت و آنان را كشت و ( مردم ) بيما را كه همان قبطيان بشرود باشند اسير گرفت ، و در اين باب
--> [ 1 ] نهانخانه زير زمين كه در وى طعام نهند يا عام است . [ 2 ] بضم و تشديد فا : پيشواى ترسايان در دين يا دانشمند ايشان يا بالاتر از قسيس و كمتر از مطران .