اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
487
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
همراهشان بودند ، همداستان بر وى تاختند و بر او ظفر يافتند و او را كشتند ، و هم قيسيان و يمنيها در ناحيه حوف مصر شورش كردند و عيسى بن يزيد جلودى با آنان جنگيد و نه يك بار او را شكست دادند ، پس ابو اسحاق بجاى جلودى ، عمير ابن وليد را بحكومت مصر فرستاد و با آنان جنگيد و از آنها بسيار كشتار كرد و سپس كشته شد ، پس مامون ابو اسحاق را فرمود تا خود بر سر ايشان رود و او از رقه بسوى ايشان رهسپار شد و بانان پيشنهاد امان كرد ، ليكن از وى نپذيرفتند پس با آنها جنگيد و بر آنان ظفر يافت و عبد الله بن جليس هلالى رئيس قيسيان و عبد السلام جذامى رئيس يمنيها را اسير گرفت و گردن زد و بر پل مصر بدار آويخت و گروهى بسيار از آنان اسير گرفت و به بغدادشان فرستاد . يحيى بن اكثم نزد مامون از معتصم سعايت كرد و به او گفت : خبر يافتهام كه معتصم بفكر نافرمانى است . پس فرمانى براى وى فرستاد كه به بغداد آيد و بماند تا خود مامون برسد و او هم عبدويه بن جبله را در فسطاط جانشين گذاشت و بر دويست استر كه آنها را خريده و موى دم كنده بود رهسپار شد . مامون در محرم سال 215 رهسپار روم شد و در جنگ تابستانى آنقره را ، نيمى با صلح و نيمى با شمشير ، گشود و آن را ويران ساخت و منويل بطريق [ 1 ] از آن گريخت ، و نيز قلعه شمال را فتح كرد [ 2 ] و سپس بازگشت و در دمشق فرود آمد ، سپس خبر يافت كه اهل بشرود از نواحى مصر شورش كردهاند ، پس برادر خود ابو اسحاق را فرمود كه افشين حيدر بن كاوس را بفرستد و ( معتصم ) او را فرستاد تا شر آنها را دفع كرد و آنگاه بسوى برقه كه مردمش نافرمان شده بودند ، پيش رفت و آن را فتح كرد و مسلم بن نصر بن اعور را اسير گرفت و در سال 216
--> [ 1 ] سرهنگ روم كه ده هزار مرد جنگى در زير حكم او باشند . [ 2 ] طبرى : در سال 215 مامون بجنگ روم رفت و حصن قره را محاصره كرد و آن را به زور گشود و ويرانش كرد و دو نفر بر سر حصن فرستاد و صاحب آن بفرمان آمد و اطاعت كرد .