اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
486
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
آنان نبرد كرد و شكستشان داد و مواشى [ 1 ] آنها را گرفت ، سپس پيشنهاد صلح داد و بر هزار اسب و يابو و بيست هزار گوسفند با ايشان صلح كرد ، اما جز اندك زمانى ( بدين حال ) نماندند كه [ . . . ] و قيسيان نيز همراهشان شورش كردند و بر خالد فتنه انگيختند و على بن يحيى ارمنى در ميان ايشان بود ، پس خالد على بن يحيى و جماعتى را اسير گرفت و آنان را نزد مامون فرستاد و مامون آنها را در ناحيه ابو اسحق معتصم قرار داد و آنان را همراه وى ساخت و براى ايشان حقوقى برقرار ساخت . سپس مامون ، بجاى خالد ، عبد الله بن مصاد اسدى را حكومت ( ارمنستان ) داد و خالد را نزد خويش خواست ، پس خالد ترسيد كه ( از او ) نزد وى سعايت كرده باشند ، و چون از راه رسيد ، مامون ، وى را همراه برادرش معتصم ساخت و عبد الله بن مصاد اسدى وارد ارمنستان شد و جز اندك زمانى ( بر سر كار ) نماند كه مرد و پسر خود على را جانشين گذاشت ، پس ارمنستان بهم خورد و مامون حسن بن على بادغيسى معروف به « مامونى » را حكومت داد و او هنگامى رسيد كه ارمنستان بهمخورده بود ، پس با اهل قلعه « لباهين » جنگيد و آن را فتح كرد و به دبيل بازگشت و آنجا اقامت گزيد و به اسحاق بن اسماعيل بن شعيب تفليسى نوشت تا حمل اموال كند ، ليكن اسحاق امروز و فردا كرد و فرستادگانش را بازفرستاد ، پس ( حسن ) روى به تفليس نهاد و چون نزديك آن رسيد اسحاق باستقبال وى شتافت و مالى به او پرداخت و او هم از همانجا بازگشت . مامون در سال 214 برادر خود ابو اسحاق ( معتصم ) را بر مصر و مغرب ، و پسر خود عباس را بر جزيره حكومت داد و عباس هنگامى وارد جزيره شد كه بلال خارجى شورش كرده بود ، پس عباس و ابو اسحاق و جماعت فرماندهان كه
--> [ 1 ] شتر و گاو و گوسفند .