اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

468

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

محمد بن ابى خالد ، زهير بن مسيب ضبى را اسير گرفته بود ، پس چون مرده محمد بن ابى خالد را به بغداد آوردند ابناء بر زهير بن مسيب كه زندانى بود تاختند و او را كشتند و ريسمانى به پايش انداختند و او را در كوچه هاى بغداد كشيدند و مثله اش كردند ، پس فرماندهان حربيه فراهم آمدند و در پنجم محرم سال 202 با ابراهيم بن مهدى معروف به « ابن شكله » بيعت كردند و او را خليفه خواندند و « مرضى » لقب يافت و در « رصافه » منزل كرد و در بغداد در مسجد مدينه با مردم نماز گزارد و در كلواذى اردو زد و فضل بن ربيع و عيسى بن محمد بن ابى خالد و سعيد بن ساجور و ابو البط همراه وى بودند و احكام فرمانداريها را نوشت و پرچمها بست و كارها براى وى رو به راه شد و ابناء و مردم حربيه و ديگران بفرمان وى در آمدند مگر آنان كه بفرمان مامون بودند و همراه حميد بن عبد الحميد طائى طوسى مىجنگيدند و فرياد مىزدند : اى خوشه ، اى آوازه خوان . و بدان جهت ابراهيم را « خوشه » مىخواندند كه خيلى سياه و بدقيافه بود و در يك طرف صورتش خالى سياه داشت . سپس اسد حربى كه از ياران ابراهيم بود با جماعتى از ( مردم ) حربيه شورش كردند و ابراهيم را خلع كرده بنام مامون دعوت نمودند و عيسى بن ابى خالد ، اسد حربى و پسرى از وى را گرفت و آن دو را كشت و بدار آويخت ، و حميد بن عبد الحميد كه در جايى بنام « خان الحكم » در ( كنار ) رودخانه « صرصر » منزل گزيده بود ، با عيسى بن ابى خالد مكاتبه كرد تا فراهم شوند سپس حميد به بغداد آمد و ابن ابى رجاء قاضى نماز جمعه گزارد و آنگاه باردوگاه خود بازگشت . مهدى بن علوان خارجى در ناحيه « عكبرا » خروج كرد و مطلب بن عبد الله بر سر وى رفت ليكن مهدى پيوسته با وى جنگيد تا او را شكست داد و مطلب شكست خورده به بغداد بازآمد و آنگاه ابو اسحاق بن رشيد بجنگ مهدى بيرون رفت و با وى نبرد كرد تا او را شكست داد و پيوسته او را تعقيب كرد تا دستگيرش نمود ،