اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

454

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بود بيغما برد . پس محمد ، عبد الله بن حميد بن قحطبه طائى را ( بجنگ طاهر ) فرستاد ليكن او از حلوان بازگشت . در شام مردى بنام : على بن عبد الله بن خالد بن يزيد بن معاويه سر به شورش برداشت و بسوى خويش دعوت مىكرد ، پس محمد ، حسين بن على بن ماهان را بر سر وى فرستاد و چون حسين به رقه رسيد همانجا اقامت گزيد و پيش نرفت . داود بن يزيد مهلبى عامل سند وفات كرد و پسر خود را جانشين گذاشت . مالك بن لبيد يشكرى در سواد خروج كرد و بنام مامون دعوت نمود . يكى از فرماندهان بنام محمد بن ابى خالد كه پير فرماندهان حربيه [ 1 ] و نزد آنان مطاع بود ، خبر يافت كه محمد تصميم دارد او را غافلگير كند و بكشد ، پس مردم حربيه و ابناء را فراهم ساخت و سپس بر محمد تاختند ، پس محمد [ . . . ] بر سر ايشان فرستاد و در جايى از بغداد بنام « باب الشام » جنگ ميان آنان در گرفت و اين جنگ نخستين جنگى بود كه در آن سال در بغداد روى داد . عامل محمد در مصر حاتم بن هرثمة بن اعين بود ، پس در سال 195 او را عزل كرد و جابر بن اشعث خزاعى را بر سر كار آورد و چون جابر بن اشعث رسيد ، بعد از محمد چنان كه معمول بود براى مامون دعا نكرد ، پس سپاهيان بشوريدند و گفتند : فرمان نمىبريم . پس آنان را دو جيره داد . و يحيى ( بن اشعث ) بن محمد مدينى با نوشته مامون رسيد ، پس جابر بن اشعث از بيعت براى وى امتناع ورزيد و بر اطاعت محمد استوار ماند ، ليكن سرى بن حكم بلخى كه يكى از فرماندهان مصر بود و گروهى همراه وى سر بلند كردند و سپاه را به بيعت براى مامون دعوت نمودند و جيره دو سال را بانان وعده دادند ، آنان هم پذيرفتند و جابر بن اشعث را از فرماندارى بيرون كردند و عباد بن

--> [ 1 ] محله اى بزرگ در بغداد نزديك مقبره بشر حافى و احمد بن حنبل .