اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
455
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
محمد را بجاى وى برگزيدند و اين عباد بن محمد در شهر جانشين هرثمة بن اعين بود ، پس در رجب سال 196 بنام خلافت مامون دعوت نمود و جمعى [ . . . ] پس عبد بن حكيم بن كون و محمد بن صغير را بر سر ايشان فرستاد و ميان آنان جنگى روى داد و سپس تسليم شدند و بيعت كردند . محمد فرمان حكومت مصر را براى مردى بنام ربيعة بن قيس حرشى نوشت و او هم مردم حوف و جز آنان را نزد خويش فراهم ساخت و با عباد بن محمد جنگيد و بسوى وى پيش رفت تا بنزديك فسطاط رسيد و ميان آنان جنگهايى روى داد و ( ربيعه ) شهر را از دست عباد گرفت تا اينكه مامون مطلب بن عبد الله خزاعى را بحكومت مصر فرستاد . عبد الملك بن صالح عامل محمد بن هارون بر جزيره و شهرستان قنسرين و عواصم و مرزها در همين سال 196 در رقه وفات كرد و پس از مرگ وى در آن ناحيه آشوب برخاست و هر مهتر قومى بر آن قوم تسلط يافت و مردم دو حزب شدند : حزبى پشتيبان محمد و حزبى طرفدار مامون و ناحيه اى باقى نماند كه قومى در آن جنگ و ستيز نباشد و قدرتى نبود كه آنان را بازدارد و آرام كند و طاهر از ناحيه عراق عجم تا اهواز را گرفت و محمد بن يزيد بن حاتم عامل محمد و جيلويه كردى را كشت و زهير بن مسيب ضبى رو به فارس نهاد و آن را گرفت و بيعت را در آنجا بانجام رسانيد و طاهر در سوم رجب به واسط آمد ، پس از آنكه مردم در بصره بر دست منصور بن مهدى ، و در كوفه بر دست فضل بن موسى بن عيسى ، و در موصل بر دست مطلب بن عبد الله ، و در مصر بر دست عباد بن محمد ، و در رقه [ بر دست ] حسين بن على بن ماهان ، براى مامون بيعت كردند ، پس رهزنان رقه بهمراهى ديگران ، حسين بن على را از رقه بيرون كردند و او در هشتم رجب سال 196 وارد بغداد شد و رفتار محمد را ناروا شمرد و از وى خبرهايى دريافت كه خوش نداشت ، پس سپاه بغداد را به بيعت مامون دعوت نمود و پيشنهاد وى را پذيرفتند و آنگاه بر محمد ( امين ) تاخت و او را با