اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
449
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
خردمندى و دانش و دورانديشى و اراده بر كنار شوم ، پس همچنانكه تبهكار نمىتواند نگهدار باشد ، خردمند هم نتواند نادان شود . و [ بر او ] يكسان است كه مرا بر خردمنديم عقوبت كند يا بر آنكه مردم فرمانبردار منند ، و اگر راستى خواستار حكومت بودم ، به او مجال انديشه نمىدادم و فرصت تدبير را از وى مىگرفتم و جز سخنى [ 1 ] كوتاه و كوششى اندك در كار نبود . و نيز ، على بن عيسى بن ماهان را از زندان [ در آورد ] و اموالش را به او رد كرد و رياست پليس خود را به او داد و او را پيش داشت و برگزيد . و اسد بن يزيد بن مزيد را والى ارمنستان ساخت و او هنگامى به ارمنستان رسيد كه يحيى بن سعد ملقب به « كوكب الصبح » و اسماعيل بن شعيب مولاى مروان بن محمد بن مروان بر ناحيه اى از آن سرزمين دست يافته بودند و در ناحيه جرزان اقامت داشتند ، پس على بن عيسى با حيله و تدبير آن دو را دستگير كرد سپس بر آن دو منت گذاشت و رهاشان كرد و او مردى خوشرفتار و سخاوتمند بود . سپس محمد ( امين ) ، على را عزل كرد و حكومت ارمنستان را به اسحاق بن سليمان هاشمى سپرد و او پس خود فضل را بجانشينى خود بانجا فرستاد و فضل در تمام دوران مخلوع بر سر كار بود . و محمد [ بن ] سعيد بن سرح كنانى را كه از مردم فلسطين بود بحكومت يمن فرستاد و او سه سال در يمن اقامت داشت سپس او را عزل كرد و جرير بن يزيد بجلى را بر سر كار فرستاد و سعيد بن سرح با مالهاى فراوان از يمن بيرون رفت تا به فلسطين آمد و خانه ها و مزرعه ها خريد و جرير بن يزيد همچنان حكومت يمن را بدست داشت تا بيعت مامون بانجام رسيد . [ رشيد ] هرثمة بن اعين را با سپاهى بر سر رافع بن ليث گسيل سمرقند داشت ، چه
--> [ 1 ] پيش آمدى . ر . ك . جمهرة خطب العرب ج 3 ص 94 ، نقل از العقد ج 1 ص 143 .