اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
442
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
نبود و 17 سال به همان حال ماندند و كارهاى كشور بدست ايشان بود ، سپس فضل ابن ربيع و اسماعيل بن صبيح در هارون نفوذ يافتند . رئيس پليس هارون قاسم بن نصر بن مالك بود ، سپس او را عزل كرد و خزيمة بن خازم را بر سر كار آورد ، آنگاه او را نيز بر كنار كرد و مسيب بن زهير ضبى ، و پس از عزل او عبد الله بن مالك و پس از عزل او على بن جراح خزاعى و پس از عزل او عبد الله بن خازم را به كار گماشت . فرمانده نگهبانان هارون ، جعفر بن محمد بن اشعث بود ، سپس او را برداشت و و عبد الله بن مالك و پس از او هرثمة بن اعين را بر سر كار آورد . و حاجبش فضل بن ربيع بود . هارون در شعبان سال 192 رهسپار خراسان شد و در كرمانشاه فرود آمد و ماه رمضان بانجا رسيد و عيد اضحى را در رى بود ، و چون به گرگان آمد به عيسى بن جعفر نوشت تا بسوى وى رهسپار شود ، پس عيسى بسوى وى رهسپار شد و در وسط راه درگذشت . پير مردى از آل مهلب كه همراه عيسى بن جعفر بوده است مرا خبر داد و گفت : روزى بر وى درآمديم در حالى كه بيمارى او سخت شده بود ، پس شنيديم كه مىگويد : انا لله و انا اليه راجعون . به خدا قسم جان من از دست رفت . به او گفتيم : امروز شكر خدا را حال تو خوب است . گفت : آنچه را از گوشم بيرون مىآيد كوبيدم ( شكستم ) و آن را پوسيده يافتم . تا بيهوش شد و زنان گريه مردان را شنيدند و بر خدمتگزاران چيره شده بيرون آمدند ، پس به هوش آمد و سرش را بلند كرد و بانان نگريست و گفت : قد كن يخبان الوجوه تسترا فاليوم حين برزن [ 1 ] للنظار « ( همان بانوان ) كه چهره ها را پنهان مىداشتند تا در پرده باشند ، امروز است كه براى تماشاگران آشكار شدهاند . » سپس در همان ساعت جان داد و چون خبر مرگش به رشيد رسيد سخت بر وى جزع كرد ، ليكن بر كنيزى در آمد و او
--> [ 1 ] ن : بدون .