اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

433

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مىرسيد ، پس نعمتهاى خدا را كفران نمود و خدا بسزاى آنچه مىكردند ، جامه گرسنگى و ترس به ( مردم ) آن چشانيد « . رشيد در همين سال 188 پسر خود قاسم را بجنگ روم فرستاد و عبد الملك ابن صالح هاشمى همراه و ابراهيم بن عثمان بن نهيك بفرمان وى بودند ، قاسم حصن سنان و قره را محاصره كرد و مردم بگرسنگى سختى و قحطى و گرانى گرفتار آمدند و روميان خواستار صلح شدند بدان شرط كه سيصد و بيست مسلمان را بوى بازدهند ، قاسم پذيرفت و بازگشت . رشيد در سال 188 احمد بن عيسى بن زيد علوى [ 1 ] . را دستگير كرد و او را در » رافقه « زندانى نمود ، احمد بن عيسى از زندان گريخت و رهسپار بصره شد و شيعيان را بوسيله مكاتبه به ( يارى ) خويش دعوت مىنمود . پس رشيد جاسوسان بر او گماشت و براى هر كس او را تسليم كند مالها قرار داد ليكن بر او دست نيافتند پس ملازم او » حاضر « كه تدبير كار احمد بدست وى بود ، دستگير و نزد رشيد فرستاده شد و چون به بغداد رسيد و از دروازه كرخ در آمد ، گفت : اى مردم ، منم حاضر ملازم احمد بن عيسى بن زيد علوى كه شاه مرا دستگير كرده است . پس گماشتگان بر او از سخن گفتنش جلوگيرى كردند و چون بر رشيد در آمد ، او را از حال احمد پرسش نمود و تهديد كرد . پس گفت : به خدا قسم اگر ( احمد ) زير اين پايم باشد ، آن را از روى او بلند نخواهم كرد . و در پاسخ ( رشيد ) درشتى كرد و گفت : من پير مردى هستم از نود گذشته ، آيا آخر كار خود را آن قرار دهم كه پسر پيامبر خدا را نشان دهم تا كشته شود ؟ پس رشيد دستور داد كه او را زدند تا مرد و در بغداد بدار آويخته شد . [ 2 ] و احمد بن عيسى وفات كرد [ 3 ] بىآنكه پس از آن خبرى از وى

--> [ 1 ] احمد بن عيسى بن زيد بن على بن الحسين عليهم السلام ، مادرش : عاتكه دختر فضل بن عبد الرحمن بن عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است و در دوران متوكل وفات كرد . [ 2 ] ابو الفرج را روايت ديگرى است كه آن را اصح دانسته و بر حسب آن روايت ، حاضر بدستور مهدى كشته شد . ر . ك . مقاتل الطالبين ص 425 - 428 . [ 3 ] در سال 247 .