اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

434

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

دانسته شود [ 1 ] . رشيد در همين سال 188 عبد الملك بن صالح بن على هاشمى را زندانى كرد ، چه پسرش عبد الرحمان و منشى و غلامش قمامة بن يزيد از وى گزارش دادند كه او خود را شايسته خلافت مىداند و با رؤساى قبايل و عشاير كه در شام و جزيره‌اند مكاتبه مىكند . عبد الملك مردى شريف و سخنور و خوشبيان بود پس گفت : سبب حبس من چيست ؟ اگر بگناهى است تا بدان اعتراف كنم و اگر بگزارشى است تا از آن بيزارى جويم . رشيد او را احضار كرد و گفت : اين پسرت عبد الرحمان است كه نقشه نافرمانى و ناسازى تو را گزارش مىدهد . گفت : پسرم از دو حال بيرون نيست ، يا مامور است كه عذر او پذيرفته است ، يا دشمنى است كه بايد از وى بيم داشت و خداى متعال گفته است : * ( ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم ) * [ 2 ] ، » همانا شما را از زنان و فرزندان شما دشمنى است ، پس از آنان برحذر باشيد « . هارون گفت : اين قمامة بن يزيد منشى تو است كه نيز چنان گزارشى مىدهد و خواسته است كه با هم روبرو شويد . گفت : كسى كه بر من دروغ گويد و در ريخته شدن خون من اصرار ورزيد ، به او چه اطمينان كه بر من بهتان نزند . بعضى مشايخ ما مرا خبر داد و گفت : رشيد روزى عبد الملك بن صالح بن على را بيرون آورد و رو بوى كرده گفت : گويا مىنگرم كه بارانش ريزش گرفته ، و ابرش درخشيده ، و رعد ( وعيد ) آتشى برافروخته و در حالى بازايستاده كه دستهايى از بند جدا و سرهايى گلو بريده است . اى بنى هاشم ، آرام ، آرام . آسان را دشوار و دشوار را آسان مگيريد و نعمتها را وسيله سركشى نسازيد و بلاها را بسوى خويشتن نكشيد چه عنقريب خردمند راى خود را نكوهش كند و دورانديش

--> [ 1 ] ر . ك . مقاتل الطالبين ص 619 - 627 . [ 2 ] س تغابن 54 ى ، 14