اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
393
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
را مراقبت كنى و در گسيل داشتن دسته هاى سپاه شتاب ورزى . از خداى عز و جل توفيق بخواه براى جهاد و حمايت دين او و نابود كردن دشمنش با پيروزىاى كه خدا به مسلمانان مىدهد « و در دين آزادشان مىسازد » [ 1 ] و در اين راه جان و شرف و دارائيت را بده و در شب و روزت به سپاهيانت رسيدگى كن و مراكز سواران و بار اندازهاى سپاهيان را بشناس ، و پناهندگى و جنبش و نيرويت به خدا ، و اعتماد و زورمندى و توكلت بر او باشد ، چه او تو را كفايت مىكند و بىنياز مىسازد و يارى مىدهد و او كمك دهد و يارى كند بس است . و پس از آن بوى دستورهايى داد كه با ( نوشتن ) آنها كتاب طولانى مىشود و بدين جهت به همان صدر وصيت اكتفا كرديم . مهدى در مرگ منصور سخت بيتابى كرد و واردين بر وى در آمدند و او را تسليت مىدادند و هر گروهى آنچه مىتوانستند مىگفتند تا آنكه شبيب بن شيبه در آمد و او را تسليت داد و سپس گفت : اى امير مؤمنان ، خدا آنگاه كه دنيا را بخش مىكرد ، جز برتر و بالاتر آن را براى تو نپسنديد ، پس جز مانند همانچه خدا از دنيا براى تو پسنديد ، از آخرت براى خويش مپسند . و بر تو باد به پرهيزكارى خدا چه آن بر شما فرود آمده ، و از شما گرفته شده ، و بشما بازگردانده شده است . ربيع در غره محرم با كليدهاى خزينه ها رسيد و مهدى در نيمه محرم مردم را بار داد و ربيع را فرمود تا دفتر مالهاى گرفته شده را بياورد و پى هر كس كه ابو - جعفر چيزى از دارائيش را گرفته بود فرستاد و او را فراخواند و روى بانان آورده گفت : همانا امير مؤمنان منصور به حكم آنكه خدا امور شما را در عهده او نهاده و اداره كردن شما را از وى خواسته بود ، چنان كه پدر مهربان صلاحانديش فرزند خويش است ، به صلاح شما اقدام مىكرد و خيرانديشى او براى شما از خودتان
--> [ 1 ] اقتباس از آيه 55 س نور 24 .