اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
394
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بيشتر بود و آنچه را شما خود براى خود حفظ نمىكنيد ، براى شما نگه مىداشت و بدين جهت آن قسمت از دارايى شما را كه بيم داشت ( از دست شما ) برود ، براى شما نگهدارى كرد و اينها مالهاى شما است كه شما را مبارك باشد ، پس امير مؤمنان را از اينكه در رسانيدن اين مالها بشما دير كرد حلال كنيد . سپس دستور داد تا زندانيان طالبيان و جز آنان از بقيه مردم را درآوردند و آنان را آزاد كرد و فرمود تا جايزه ها و صله ها و مقرريهاى كافى بانها داده شود ، سپس باقى مردم را آزاد كرد و كسى را آزاد نمىكرد مگر آنكه مناسب حالش بوى خلعت و جائزه مىداد تا ( نوبت ) به عبد الله بن مروان رسيد كه از دوران ابو العباس زندانى بود ، پس فرمود كه او را رها كنند و ده هزار درهم بوى بخشيد ، پس عيسى بن على به او گفت كه بيعت او در گردن ما است و اين مرد وليعهد پدرش بود و تو خود داناترى و بمنشى من گوهرى بخشيده بود كه سى هزار ارزش داشت . داستان گوهرى كه عيسى گفت آن بود كه زن عبد الله بن مروان ، ام يزيد ، باميد آنكه كسى پيدا كند و درباره شوهرش با وى سخن گويد ، به كوفه آمد و به او گفته شد كه : كاش با عيسى بن على سخن مىگفتى . پس نزد منشى وى عباس بن يعقوب آمد و با او سخن گفت و گوهرى به او بخشيد كه نزد وى باقى مانده بود و از او خواستار شد كه درباره شوهرش با عيسى سخن گويد ، اما او گوهر را گرفت و با عيسى هم سخن نگفت . عبد الله بن ربيع حارثى چون ديد كه مهدى مالها را رد نمود و زندانيان را آزاد كرد و بيمناكان را امان داد و ناداران را جائزه بخشيد ، گفت : از منصور شنيدم كه چون هنگام رفتن به مكه با مهدى وداع مىكرد به او گفت : من مردم را سه صنف گذاشتم : نادارى كه جز بدارائيت اميدوار نيست ، و بيمناكى كه فقط بامانت اميدوار است ، و زندانىاى كه جز از تو اميد فرج ندارد ، پس هر گاه زمامدار