اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

296

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

به هشام گزارش داد ، پس هشام به او نوشت : اگر عمرو بن محمد بكهولت رسيده است ، او را والى قرار ده . يوسف كه خود ثقفى بود ، به عمرو متمايل شد و او را والى قرار داد و فرمان حكومت سند را براى او نوشت ، پس ابن عرار را گرفت و زندانى كرد و بند بر وى نهاد . عمرو بن محمد بن قاسم ، شهرى در جلو درياچه بنا نهاد و آن را منصوره [ 1 ] ناميد و اقامتگاه واليان قرار داد و در آن منزل كرد و دشمن را طمع بخاطر رسيد و پادشاهى براى خود برگزيدند و سپس به منصوره روى نهاده آن را محاصره كردند ، پس عمرو به يوسف نوشت و او هم چهار هزار نفر بسوى وى گسيل داشت و پادشاه ( دشمن ) از وى دست كشيده ، بازگشت و امر وى درهم شكست ، پس عمرو براى ( كوبيدن ) دشمن مجهز گشت و معن بن زائده شيبانى [ 2 ] را بر مقدمه خويش فرماندهى داد و شبانه بر لشكر آن پادشاه حمله برد و يارانش پايدارى كردند و گروه بسيارى از دشمن را بكشت و بر خود پادشاه دسترسى پيدا شد ، ليكن مسلمانان او را نشناختند و جمعى از يارانش عبور كردند و چون او را بديدند ، گفتند : راه ، راه ، يعنى پادشاه . پس او را بدر بردند و خود و يارانش بىآنكه به چيزى اعتنا كنند ، رو بگريز نهادند و كار آن بلاد براى عمرو رو به راه شد . مروان بن يزيد بن مهلب در سپاه عمرو و همراه او بود و با جماعتى از سرداران كه با وى همدست شدند بر عمرو تاخت و اثاث او را غارت كرد و چارپايان او را گرفت ، پس عمرو بهمراهى معن بن زائده و عطية بن عبد الرحمان در برابر وى ايستاد و او را شكست داد و يارانش را پراكنده ساخت و مروان گريخت ، و عمرو ندا كرد : مردم همه در امانند ، مگر پسر مهلب . پس مروان را بوى نشان دادند و او را كشت .

--> [ 1 ] شهرى است در سرزمين سند كه خليجى از رودخانه مهران بان محيط است ( مراصد ) . [ 2 ] معن بن زائدة بن عبد الله بن زائدة بن مطر بن شريك بن عمرو شيبانى ، از سال 140 از طرف عباسيان والى يمن بود .