اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
291
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
او [ 1 ] باشد » . و گفت : كفى العبد من الله ناصرا ان يرى عدوه يعصى الله ، « در يارى خدا بنده اش را همان بس كه دشمن خود را در معصيت خدا ببيند » . و گفت : شر الآباء من دعاه البر الى الافراط ، و شر الأبناء من دعاه التقصير الى العقوق ، « بدترين پدران ، كسى است كه نيكى او را بزياده روى وادارد ، و بدترين پسران ، كسى است كه كوتاهى كردن ، وادار بعقوقش كند » . و ابو جعفر از اين گفتار خداى عز و جل پرسيده شد : و قولوا للناس حسنا [ 2 ] . گفت : قولوا لهم احسن ما تحبون ان يقال لكم ، « بهترين سخنى را كه دوست مىداريد بشما گفته شود ، به آنان بگوييد » . سپس گفت : ان الله عز و جل يبغض اللعان السباب الطعان الفحاش المتفحش السائل الملحف ، و يحب الحيى الحليم العفيف المتعفف ، « همانا خداى عز و جل دشمن مىدارد لعنكننده دشنام دهنده عيبجوى ناسزاگوى بدزبان سؤالكننده اصرارورزنده را ، و دوست مىدارد با حياى بردبار پارسامنش را » . و گفت : لو صمت النهار لا افطر ، و صليت الليل لا افتر ، و انفقت مالى فى سبيل الله علقا علقا ، ثم لم تكن فى قلبى محبة لأوليائه و لا بغضة لأعدائه ما نفعنى ذلك شيئا ، « اگر روز را بدون افطار روزه گيرم ، و شب را بدون سستى نماز گزارم ، و مال خود را تمام در راه خدا بدهم ، سپس دوستى دوستانش و دشمنى دشمنانش در دلم نباشد ، از آن هيچ سودى به من نرسد » . و او را پنج پسر بود : ابو عبد الله جعفر ، عبد الله ، ابراهيم ، و عبيد الله و على كه در كودكى مردند . على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب در سال 118 درگذشت و تولدش در همان
--> [ 1 ] ل ، ن : افتاده دارد . [ 2 ] س 2 ى 83 : » و گفتارى نيك بمردم بگوييد . «