اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
270
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
عمر هديه هاى نوروز و مهرگان را نپذيرفت و از آنكه كارگرى را بىمزد به كار وادارند جلو گرفت ، و مستمرى را به همان اندازه اى كه هر كس بر حسب سنت مستحق بود ، بازگرداند ، و خانواده ها را چنان كه سنت جارى شده بود ، ميراث داد جز آنكه تيولهاى خاندان خود را همچنان باقى گذاشت ، مستمرى بنى هاشم را كم و زياد نكرد و بر مستمريهاى اهل شام ده دينار افزود و [ در ] مردم عراق چنان نكرد . عمر مىگفت : با بيداد سلطان و وسوسه شيطان ، مسلمانى نمىماند ، چيزى را براى كمك بدين مسلمان بهتر از دادن حقش نديدم . عمر براى توجه كردن و رسيدگى به كارهاى مسلمانان تمام روز خود را مىنشست ، پس رجاء بن حيوه به او گفت : اى امير مؤمنان تمام روزت گرفته است ، پاسى از شب را هم با ما سخن مىگويى . گفت : اى رجاء ، ملاقات مردان ، زمامداران را كمك مىدهد ، و مشورت و تبادل نظر در رحمت و كليد بركت است ، تصميمى با آن دو گمراه نمىشود ، و احتياطى با آن دو فروگذار نمىگردد . و مىگفت : براى هر چيزى معدنى است ، و معدن پرهيزگارى ، دلهاى خردمندان است چه آنان از خدا دريافتهاند ، و آنگاه در امر و نهى وى - پرهيزگارى كردهاند . و به عامل خود در يمن نوشت : اما بعد ، باطل نشناخته را رها كن و حق شناخته را بگير ، و از هر چه پيش آيد باك مدار ، گو اينكه به قيمت جان ما تمام شود ، چه خدا مىداند كه [ اگر ] جز يك مشت رنگ ريش براى من نفرستى ، هر گاه به حق باشد بان شادمانم .