اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

269

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

وليت فلم تشتم عليا و لم تخف بريا و لم تتبع مقالة مجرم [ 1 ] « زمامدار شدى و على را دشنام ندادى ، و بىگناهى را نترساندى ، و گفتار گنهكارى را پيروى نكردى » . عمر خمس بنى هاشم را داد و فدك [ 2 ] را كه معاويه تيول مروان ساخته و او هم آن را به پسرش عبد العزيز بخشيده و عمر آن را به ارث برده بود ، بازگردانيد و بفرزندان فاطمه داد و در تصرف ايشان بود تا يزيد بن عبد الملك بزمامدارى رسيد و آن را گرفت [ 3 ] .

--> [ 1 ] كامل ج 4 ص 154 . تكلمت بالحق المبين و انما تبين آيات الهدى بالتكلم و صدقت معروف الذى قلت بالذى فعلت فاضحى راضيا كل مسلم الا انما يكفى الفتى بعد زيغه من الاود البادى ثقاف المقوم [ 2 ] قريه اى در حجاز كه ميان آن و مدينه دو روز و بقولى سه روز راه است ( مراصد ) . [ 3 ] شرح نهج البلاغه حديدى ج 4 ص 80 ، معاويه چون بزمامدارى رسيد ، پس از وفات حسن ابن على ثلث فدك را تيول مروان بن حكم و ثلث آن را تيول عمرو بن عثمان بن عفان ، و ثلث آن را تيول يزيد بن معاويه كرد ، و در دوران مروان همه بدست او افتاد و آن را به پسرش عبد العزيز بخشيد و عبد العزيز آن را به پسرش عمر بن عبد العزيز بخشيد و چون عمر بخلافت رسيد ، نخستين مظلمه اى كه برگرداند همين فدك بود ، حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ع و بقولى على بن الحسين ع را فراخواند و فدك را به او بازداد و در مدت خلافت عمر بن عبد العزيز در دست فرزندان فاطمه بود ، پس چون يزيد بن عاتكه بر سر كار آمد ، آن را از ايشان گرفت و مانند گذشته در دست بنى مروان مىگشت تا خلافت از دست ايشان برفت ، و چون ابو العباس سفاح بر سر كار آمد ، آن را به عبد الله بن حسن بن حسن بازداد ، سپس ابو جعفر ( منصور ) در اثر پيش آمد بنى حسن آن را گرفت ، سپس مهدى پسر منصور آن را بفرزندان فاطمه باز گردانيد ، سپس موسى پسر مهدى و هرون برادرش آن را گرفتند و تا خلافت مامون در دست ايشان ماند و او به فاطميان بازش داد . . . و دعبل اشعارى گفت كه از جمله اين شعر است : اصبح وجه الزمان قد ضحكا برد مامون هاشم فدكا پس در دست بنى فاطمه بماند تا آنكه متوكل آن را تيول عبد الله بن عمر بازيار گردانيد و او يازده نخله اى را كه پيامبر با دست خود نشانده بود و بنى فاطمه از خرماى آن بحاجيان هديه مىكردند و از طرف حجاج بانان بسيار كومك مىشد ، قطع كرد . سفينة البحار ، ج 2 ص 351 : متوكل آن را تيول حرمله حجامتگر و سپس تيول فلان نازيار طبرستانى قرار داد و معتضد آن را بازگردانيد و مكتفى آن را تصرف كرد و بقولى مقتدر آن را به فاطميان بازداد .