اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

20

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

دوران عمر بن خطاب [ 1 ] سپس عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب ، كه مادرش : حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم بود ، روز سه شنبه دو شب و بقولى هفت شب مانده از ماه جمادى الآخره سال 13 بخلافت رسيد ، و از ماه‌هاى عجم مطابق بود با آب ، خورشيد در آن روز در اسد بود ، 16 درجه ، و قمر در عقرب ، 24 درجه و 10 دقيقه ، و زحل در قوس 30 درجه در حال رجوع ، و مشترى در حوت 9 درجه و 30 دقيقه در حال رجوع ، و مريخ در ثور 21 درجه و 50 دقيقه ، و زهره در حوت 9 درجه ، و عطارد در سنبله 10 درجه و 30 دقيقه ، و رأس در قوس 12 درجه و 35 دقيقه . عمر بالاى منبر رفت و يك پله پايينتر از جاى ابو بكر نشست و با مردم آغاز خطبه كرد و سپاس و ستايش خداى گفت و درود بر پيامبر فرستاد و از ابو بكر و برترى او ياد كرد و براى او طلب رحمت نمود ، سپس گفت : من جز مردى از شما نيستم و اگر ناخوش نمىداشتم كه فرموده جانشين پيامبر خدا را رد كنم ، امر شما را به عهده نمىگرفتم . پس مردم او را بنيكى ستودند . نخستين كار عمر آن بود كه اسيران مرتدان را بقبيله هاى ايشان باز گردانيد و گفت من خوش ندارم كه بردگى بر عرب معمول گردد و عمر با غلام خود يرفا [ 2 ] نامه اى به ابو عبيدة بن جراح نوشت و او را از مرگ ابو بكر آگاه

--> [ 1 ] ل ، ص 157 . [ 4 ] بر وزن يمنع ، غلام عمر بن خطاب ( قاموس )