اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

261

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

دوران عمر بن عبد العزيز [ 1 ] سپس عمر بن عبد العزيز بن مروان كه مادرش ام عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطاب است ، ده روز گذشته از صفر سال 99 بزمامدارى رسيد ، خورشيد در آن روز در سنبله بود ، 28 درجه ، و زحل در ميزان ، 25 درجه و 40 دقيقه ، و مشترى در حوت ، دو درجه در حال رجوع ، و مريخ در سرطان ، 23 درجه و 30 دقيقه ، و عطارد در ميزان ، 22 درجه ، و رأس در جوزاء ، 23 درجه و 26 دقيقه . بيعت با او در دابق بانجام رسيد و نوشته اى كه سليمان براى او نوشت اين است : اين نوشته اى است از بنده خدا سليمان امير مؤمنان ، براى عمر بن عبد العزيز ، همانا من خلافت را پس از خود به تو واگذاشتم ، پس از وى بشنويد و فرمانش را ببريد و خدا را پرهيزگار باشيد و اختلاف نكنيد . چون اين نوشته خوانده شد ، همه حاضرين بنى اميه بيعت كردند بجز عبد العزيز بن وليد بن عبد الملك كه غايب بود و به سوى خويش دعوت نمود و مردمى با وى بيعت كردند و چون از خلافت عمر خبر يافت ، نزد وى آمد . پس عمر به او گفت : خبر يافته‌ام كه بخويش دعوت كرده و مىخواسته اى به دمشق درآيى ؟ گفت : همين طور بوده است چه ترسيدم كه فتنه اى پديد آيد و شنيدم كه خليفه كسى را برنگزيده است . عمر گفت : اگر بامر ( خلافت ) قيام كرده بودى ، با تو در اين باره نزاع نمىكردم . عبد العزيز گفت :

--> [ 1 ] ل ، ص 361 .