اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
254
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
موقعيتش نزد نزاريان [ . . . ] و يمنيان هم با او مخالفت نمىكنند . پس چون مردم روش او را دانستند ، از او دور شدند و خطبه اى مشهور در بدگويى از ايشان ايراد كرد و گفت : اى گروه تميم و اى مردم زبون و اندك و اى گروه ازد ، كشتيها را خالى گذاشتيد و بر اسبها سوار شديد و پاروها را انداختيد و نيزه ها را برداشتيد ، به خدا سوگند كه من بهمراهان خود از عجم ، عزيزترم تا بشما [ 1 ] . پس مردم از او كناره گرفتند و در تاختن [ بر او ] همداستان شدند و نزد حضين بن منذر فراهم آمدند و از وى خواستند كه جماعت ايشان را رهبرى كند . گفت : بر شما باد به وكيع بن ابى سود تميمى . پس نزد او آمدند و بر وى همداستان شدند و حيان نبطى همراه ايشان بود ، آنگاه بر قتيبه تاختند و او را كشتند و وكيع در خراسان ماند و كارمندانش را بر سر كار فرستاد و پيش آمد خود را به سليمان نوشت و سر قتيبه و سرهاى نزديكان او را براى وى فرستاد و اين در سال 96 بود ، و چون نامه وكيع به سليمان رسيد مىخواست كه [ فرمان حكومت خراسان را ] براى او بنويسد ، ليكن به او گفته شد كه او مردى است كه فتنه او را بلند مىكند و سنت او را پست مىسازد و شايسته امارت نيست ، پس سليمان يزيد بن مهلب را والى عراق و خراسان كرد و يزيد بن مهلب [ در ] عراق ماند و كارمندان حجاج را شكنجه داد ، سپس در عراق جانشين گذاشت و به خراسان رفت و همراهان قتيبه و خويشان او را تعقيب كرد و سخت شكنجه داد و وكيع بن ابى سود را بزندان فرستاد و در بند كرد و كارمندانى را كه پس از كشتن قتيبه بر شهرها گماشته بود دستگير نمود و مالهايى را كه بدست ايشان افتاد ، مطالبه كرد و بيشتر مردم خراسان سر بمخالفت برداشتند پس آهنگ گرگان كرد و آن را محاصره نمود تا بر حكم او فرود آمدند و بسيارى از ايشان را كشت و آن را فتح كرد .
--> [ 1 ] ر . ك . تاريخ طبرى ج 5 ص 275 .