اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

242

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بوطنهاى خويش بازگردند ، قتيبه بخطبه ايستاد و فرصتى را كه داشته‌اند به ياد ايشان داد و بانان اعلام كرد كه حق بازگشتن ندارند و عبد الله بن ابى عبد الله كرمانى را بفرماندارى خوارزم جانشين گذاشت . سپس قتيبه رهسپار سمرقند شد و غوزك ، طرخون پادشاه سغد را كشته و بر شهر مسلط شده بود ، و چون قتيبه رسيد با او جنگيد و ميان آنان جنگهاى سختى روى داد و قتيبه طرفدار صلح بود ، و غوزك را پيام فرستاد و او را به صلح دعوت نمود . پس بمردم سمرقند گفت : با اينان بر چه صلح كنيم با اينكه جز دو مرد به شهر ما در نمىآيند ، يكى از آن دو : قيل و ديگرى نامش اكاف [ 1 ] است . پس قتيبه و مسلمانان تكبير گفتند و گفتند : امير ما نامش قتب البعير [ 2 ] است ، و دشمن تن به صلح داد كه قتيبه در آيد و دو ركعت نماز بخواند ، پس از دروازه كش داخل شد و از دروازه چين بيرون رفت و غوزك پادشاه سمرقند براى ايشان خوراك تهيه ديد و قتيبه و همراهانش خوردند و آنگاه براى ايشان صلحنامه نوشت : اين چيزى است كه قتيبة بن مسلم و غوزك اخشيد سغد ، و افشين سمرقند ، بر آن صلح كردند ، بر سغد و سمرقند و كش و كسف [ 3 ] ، قتيبه با غوزك صلح كرد كه در سر [ هر سال ] سه هزار درهم بپردازد ، و او را بعهد و پيمان خدا و پيمان امير حجاج بن يوسف ، مطمئن ساخت . و گواهانى بر آن گرفت و آن در سال 94 بود . قتيبه ، برادر خود عبد الرحمان بن مسلم را بفرماندارى سمرقند برگزيد و مردم سمرقند با او مكر كردند و خاقان پادشاه ترك بر سر او آمد و او هم به قتيبه نوشت ، قتيبه توقف كرد تا زمستان برگزار شد و سپس بجنگ خاقان شتافت و لشكر ترك را شكست داد و خراسان براى او رو به راه گشت . حجاج همه فرزندان مهلب [ از جمله ] يزيد بن مهلب را كه قتيبه نزد وى

--> [ 1 ] كاف ، پالان . [ 2 ] جهاز شتر . [ 3 ] قريه اى از نواحى سغد ( مراصد ) . ر . ك . فتوح البلدان ص 411 .