اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
243
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
فرستاد با مطالبه شش ميليون درهم حبس كرد و آنان را براى پرداختن آن سخت شكنجه مىداد ، پس چون گرفتارى و شكنجه خود را ديدند از او خواستار شدند كه بازرگانان را نزد ايشان آورد تا دارايى و املاك خود را بفروشند ، و خوراك بسيارى تهيه كردند و مردم و گروهى از بازرگانان بر ايشان در آمدند و در محبس نزد ايشان غذا خوردند ، آنگاه داخل جمعيت مردم شدند و همراه ايشان بيرون رفتند و يزيد كه جوان بود ، ريش بزرگ دراز زردى براى خود ساخته بود ، سپس خود و برادرانش بر اسبهايى كه پيش دستور داده بود ، نشستند و به شام رفت و بر سليمان بن عبد الملك در آمد و با او سخن گفتند ، و نزد عبد العزيز بن وليد رفت و او نزد وليد درباره ايشان شفاعت كرد تا امانشان داد و احضارشان كرد و بر نصف آن مبلغ كه سه ميليون [ 1 ] درهم بود با ايشان صلح كرد . پس گفتند : به شرط آنكه از بستگان شامى خود كمك بگيريم . گفت : اختيار با شما است . پس قسطى را يمنيان دمشق از مقررى خود ، و قسطى ديگر را بقيه مردم شام ، از طرف ايشان به عهده گرفتند و در دربار وليد اقامت گزيدند و وليد به حجاج نوشت كه زندانيان مربوط بايشان را آزاد كند ، پس همه آنان را آزاد كرد . حجاج در سال 92 محمد بن قاسم بن محمد بن حكم بن ابى عقيل ثقفى را به سند فرستاد و او را دستور داد كه در شيراز فارس بماند تا وقت مناسب برسد . محمد به شيراز آمد و شش ماه آنجا بماند ، سپس با شش هزار سوار رهسپار شد تا به مكران آمد و آنجا هم در حدود يك ماه توقف كرد و سپس بسوى فنزبور [ 2 ] كه مردم آن لشكر فراهم ساخته بودند ، پيش رفت و چند ماه با ايشان جنگيد ، سپس آن را فتح كرد و اسير گرفت و غنيمت بدست آورد .
--> [ 1 ] ن ، سه هزار درهم . [ 2 ] فتوح البلدان ص 424 ، كامل ج 4 ص 111 ، قنزبور ، تاريخ الخلفا ص 224 ، قتربون .