اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

185

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

را ) بخويش دعوت مىنمود و عامل يزيد را بيرون كرد و يزيد پسر عضاه [ 1 ] اشعرى [ 2 ] را نزد وى فرستاد و به او نامه اى نوشت كه در امان است ليكن قسم خورده است كه بيعتش را نپذيرد مگر آنكه در بندى آهنين بيعت كند و سپس يزيد او را آزاد سازد ، و مروان بن حكم عامل مدينه بود و ناخوش مىداشت كه ابن زبير پيشنهاد يزيد را بپذيرد و او را از خبر كشته شدن حسين بيتابى گرفت ، پس با كسى كه مورد اعتمادش بود اشعارى نزد عبد الله فرستاد كه در آن مىگويد : فخذها [ 3 ] فليست للعزيز بخطة و فيها مثال [ 4 ] لامرىء متذلل [ 5 ] « آن را بگير كه شان مرد عزيز نيست ، و زبون فرومايه را در آن گفتارى است » . ابن زبير سخت عزت منش بود و زير بار نرفت و پسر عضاه را پاسخى درشت داد . پسر عضاه گفت : حسين بن على از پيش در اسلام و نزد مسلمانان بزرگوارتر بوده است و حال او را ديدى . ابن زبير به او گفت : حسين بن على نزد كسانى رفت كه حق او را نمىشناسند ولى مسلمانان پيرامون مرا گرفته‌اند . پس به دو گفت : اين پسر عباس و اين پسر عمر است كه با تو بيعت نكرده‌اند ، و آنگاه بازگشت . ابن زبير بر عبد الله بن عباس سخت گرفت تا با وى بيعت كند ليكن او زير بار نرفت و خبر به يزيد بن معاويه رسيد كه عبد الله بن عباس زير بار ابن زبير نرفته است و از اين خبر شادمان گشت و به ابن عباس نوشت : خبر يافته‌ام كه ابن زبير ملحد تو را به بيعت خويش خوانده و به تو پيشنهاد كرده است تا با طاعت او درآيى و آنگاه پشتيبان باطل و شريك گناه باشى ليكن تو زير بار او نرفته و از بيعت ما دست نكشيده اى چه با ما وفادار مانده و در آنچه خدا از حق ما به تو شناسانده

--> [ 1 ] عبد الله بن عضاه . [ 2 ] طبرى ، ابن عضاه اشعرى و مسعده و همراهان آن دو . ابن اثير ، ابن عطاه اشعرى و سعد و همراهان آن دو . [ 3 ] طبرى در يك روايت ، خذها . [ 4 ] كامل ، فعال . [ 5 ] طبرى ، متضعف .