اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
168
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
حتى در مكه و مدينه كه آنجا نيز چندين بار خرما و گندم داشت كه همه ساله براى او حمل مىشد . معاويه پسر سوار بن همام [ 1 ] را بمرز هند فرستاد و او با چهار هزار به راه افتاد تا به مكران رسيد و چند ماه آنجا بماند سپس به قيقان [ 2 ] لشكركشى كرد و با آنان جنگيد و در جنگ با ايشان پايدارى كرد ، پس پسر سوار و عموم سپاهيان كشته شدند [ 3 ] و كسانى كه باقى ماندند به مكران بازگشتند ، سپس معاويه به زياد نوشت كه مردى كاردان و با تدبير گسيل دارد ، و او هم سنان بن سلمه هذلى را فرستاد [ 4 ] و او به مكران آمد و پيوسته مقيم آنجا بود سپس زياد او را برداشت و راشد بن عمرو جديدى از دى را منصوب كرد ، پس به قيقان لشكر كشيد و ظفر يافت و غنيمت گرفت و به پاره اى از شهرهاى سند لشكر كشيد و بلاد هند را فتح كرد و هند در آن تاريخ ، نيرو و تجهيزات سند را نداشت ، پس راشد در بلاد سند كشته شد . [ 5 ] زياد دوازده سال استاندارى عراق داشت ، و او را زيركى و مردانگى و صولت خاصى بود ، او نخستين كسى است كه ديوانها را فراهم ساخت و نسخه برداشتن از نامه ها را معمول نمود و نويسندگان نامه ها را از عرب و موالى بسيار فصيح برگزيد [ و زياد مىگفت ] : سزاوار است كه نويسندگان خراج از رؤساى عجم باشند كه بامور خراج دانايند . و زياد مىگفت : مناط سلطنت چهار خصلت است : پارسايى از مال و نزديكى به نكوكار و سختگيرى بر بدكار و راستگويى . و زياد نخستين كس بود كه جبره را بر كارمندان خود ، هزار درهم هزار درهم گشايش داد و براى خود بيست و پنج هزار درهم ( مقرر داشت ) و زياد مىگفت : والى را سزاوار است كه بكارمندان خود از خود ايشان داناتر باشد . و مردى پيش او برخاست و
--> [ 1 ] عبد الله بن سوار كه عبد الله بن عامر يا خود معاويه او را مامور سرحد هند كرد ( فتوح البلدان ص 421 ) . [ 2 ] از شهرهاى سند . [ 3 ] ر . ك . فتوح البلدان ص 421 . [ 4 ] فتوح ص 421 . [ 5 ] فتوح ص 422 .