اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
157
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و التذمم على الجار [ 1 ] و معرفة الحق للصاحب [ 2 ] و قرى الضيف [ 3 ] و رأسهن الحياء ، [ 4 ] « بزرگواريهاى اخلاقى ده تا است : راستگويى زبان ، و راستى در مردانگى ، و بخشايش به سائل ، و خوشخويى ، و مكافات نيكيها ، و صله رحم ، و نگهدارى حق و حرمت همسايه [ 5 ] و شناختن حق همراه ، و پذيرايى مهمان ، و حيا سر آنها است » . و به حسن گفته شد : خوشگذرانتر مردم كيست ؟ گفت : من اشرك الناس فى عيشه ، « كسى كه مردم را در زندگى خود شركت دهد . » و گفته شد : بدگذرانتر مردم كيست ؟ گفت : من لا يعيش فى عيشه احد ، « كسى كه در ( سايه ) زندگيش كسى زندگى نكند » . و حسن گفت : فوت الحاجة خير من طلبها الى غير اهلها ، و اشد من المصيبة سوء الخلق ، و العبادة انتظار الفرج ، « از دست رفتن حاجت بهتر است كه از نااهل خواسته شود ، و بدتر از مصيبت بدخويى است ، و بندگى انتظار فرج است » . و حسن بن على ( ع ) پسران خود و پسران برادر خود را فراخواند پس گفت : يا بنى و يا بنى اخى انكم صغار قوم و توشكون ان تكونوا كبار قوم آخرين ، فتعلموا العلم فمن لم يستطع منكم يرويه او يحفظه فليكتبه و ليجعله فى بيته ، « اى پسرانم و اى پسران برادرم ، شما كودكان قومى هستيد و نزديك است كه بزرگان قومى ديگر باشيد پس علم را فراگيريد و هر كس از شما نمىتواند آن را روايت كند يا حفظ نمايد ، آن را بنويسد و در خانه اش قرار دهد » . و مردى به حسن گفت : من از مرگ مىترسم . گفت : ذاك انك أخرت مالك و لو قدمته لسرك ان تلحق به ، « آن بدان است كه مالت را عقب گذاشته اى و اگر آن را پيش فرستاده بودى ، تو را شادمان مىساخت كه بان برسى » .
--> [ 1 ] كافى ، للجار . [ 2 ] كافى ، و التذمم للصاحب . [ 3 ] كافى ، و إقراء الضيف . [ 4 ] در كافى ، ج 2 ص 55 از ابى عبد الله ع روايت شده است . [ 4 ] ر . ك . نهايه ابن اثير در ماده ، ذم .