اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

156

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كن ، چه بدى شك و ترديد و نيكى اطمينان و آرامش است . » و نيز به ياد دارم كه هنگام راه رفتن با آن حضرت ، در كنار « جرن الضيقه [ 1 ] » ، خرمايى برداشتم و در دهان گذاشتم ، پس پيامبر خدا انگشت خود را در دهان من برد و خرما را بيرون آورد و انداخت و گفت : ان محمدا [ و آل محمد ] لا تحل لهم الصدقة ، « همانا براى محمد و آل محمد صدقه حلال نيست . » و نمازهاى پنجگانه را از او ياد گرفتم . حسن پانزده بار پياده حج گزارد و دو بار از دارايى خود كنار رفت ، و سه بار آن را ميان خود و خدا بخش كرد چنان كه يك لنگه نعلينى را مىداد و يك لنگه ديگرش را نگه مىداشت ، و يك تاى موزه را مىداد و يك تاى آن را نگه مىداشت . معاويه به حسن گفت : اى ابو محمد سه خصلت است كه كسى را نيافتم مرا از آنها خبر دهد . گفت : آنها چيست ؟ گفت : مروت و كرم و نجدت . گفت : اما - المروة فاصلاح الرجل امر دينه و حسن قيامه على ماله و لين الكف و افشاء السلام و التحبب الى الناس . و الكرم العطية قبل السؤال و التبرع بالمعروف و الإطعام فى المحل . ثم النجدة الذب عن الجار و المحاماة فى الكريهة و الصبر عند الشدائد . « مروت عبارت است از : اصلاح كردن مرد كار دين خود را ، و رسيدگى بمال خود چنان كه بايد ، و بخشندگى ، و بيدريغ سلام كردن ، و دوست شدن با مردم . و كرم عبارت است از : بخشايش پيش از پرسش ، و نيكى كردن تبرعى ، و خوراك دادن در قحطى . سپس نجدت عبارت است از : دفاع از همسايه ، و مردانگى در شدت جنگ ، و شكيبايى در سختيها » . و جابر گفت : از حسن شنيدم كه مىگفت : مكارم الأخلاق عشر : صدق اللسان و صدق الباس [ 2 ] و اعطاء السائل [ 3 ] و حسن الخلق [ 4 ] و المكافاة بالصنائع [ 5 ] و صلة الرحم و

--> [ 1 ] جائى كه خرما را در آن خشك مىكنند و احتمال مىرود كه « جرن الصدقة » باشد . [ 2 ] در بعضى نسخه هاى كافى : صدق الياس . [ 3 ] كافى ، و اطعام السائل . [ 4 ] كافى ، و اداء - الأمانة . [ 5 ] كافى ، على الصنائع .