اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
151
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
در آنها نزد خدا چيست ؟ سپس بمال خويش نگريست و فزونى آن را ديد و گفت : اى كاش اين مال پشكى بود ، اى كاش من سى سال پيش از امروز مرده بودم ، دنياى معاويه را اصلاح كردم و دين خود را تباه ساختم ، دنياى خود را برگزيدم و آخرتم را رها كردم ، راه راست بر من پوشيده ماند تا مرگم فرارسيد ، گويى معاويه را مىبينم كه دارايى مرا تصرف نموده و بجاى من درباره شما بدى كرده است . عمرو در شب فطر سال 43 درگذشت و معاويه پسرش عبد الله بن عمرو را بجاى او گذاشت و سپس دارايى عمرو را خالصه كرد و او نخستين كس بود كه دارايى كارمندى را خالصه ساخت و كارمندى از معاويه نمىمرد مگر آنكه دارايى او را با ورثه اش بخش مىكرد و نيمى از آن را ميگرفت و هر گاه در اين باره با او سخن مىگفتند ، مىگفت : اين روشى است كه عمر بن خطاب آن را معمول كرده است . سپس معاويه عبد الله بن عمرو را بر كنار كرد و برادر خويش عتبة بن ابى سفيان را والى مصر نمود . معاويه به زياد بن ابى سفيان نوشت كه [ مردى ] از اصحاب پيامبر خدا نزد تو است ، او را والى خراسان گردان و او حكم بن عمرو غفارى است . پس زياد او را بحكومت خراسان فرستاد و در سال 44 به خراسان آمد و به هرات رفت و سپس از آنجا تا جوزجان پيش رفت و آن را فتح كرد و چنان به سختى افتادند كه چهار - پايان خود را خوردند . در اين فتح مهلب همراه حكم بن عمرو بود و آزمودگى و مردانگى مهلب شناخته شد . حكم بن عمرو وفات كرد و زياد بجاى او ربيع بن زياد حارثى را بحكومت خراسان گماشت و در همين هنگام خوارزم گشوده شد و فاتح آن عبد الله بن عقيل ثقفى بود . معاويه در سال 44 حج گزارد و همراه خويش منبرى از شام آورد و آن را نزد در كعبه [ 1 ] بنهاد و او نخستين كس بود كه در مسجد الحرام منبر گذاشت . و چون
--> [ 1 ] ن ، نزد كعبه .