اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
133
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
باطلى فراهم آمدهاند ؟ پس گفت : يا حارث ، انه ملبوس عليك و ان الحق و الباطل لا يعرفان بالناس و لكن اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف من اتاه ، [ 1 ] » اى حارث ، راستى امر بر تو مشتبه است ، و حق و باطل بمردم شناخته نمىشوند ليكن حق را بشناس تا اهلش را بشناسى ، و باطل را بشناس تا مرتكب آن را بشناسى « . و مردى را ديد كه بعد از عصر عرفه از او سؤال ( حاجت ) مىكند ، پس گفت : ويحك ، تسال فى هذا اليوم غير الله ؟ » افسوس بر تو ، امروز از غير خدا حاجت مىخواهى ؟ « و از او روايت شده است كه گفت : يا معشر الفتيان حصنوا اعراضكم بالأدب و دينكم بالعلم ، » اى گروه جوانمردان ، آبروى خود را بادب نگهدارى كنيد و دين خود را بدانش . « و هر گاه از نماز خود فارغ مىگشت ، بمردم روى مىآورد و مىگفت : كونوا مصابيح الهدى ، و لا تكونوا اعلام ضلالة ، و اكرهوا المزاح بما يسخط الله و ليهن عليكم الذم فيما يرضى الله ، علموا الناس الخير بعبر [ 2 ] السنتكم ، و كونوا دعاة لهم بفعلكم ، و الزموا الصدق و الورع ، « چراغهاى راهنمايى باشيد ، نه نشانه هاى گمراهى ، و خوش مداريد مزاحى را كه خدا را بخشم آورد ، و نكوهش در آنچه خدا را خشنود سازد بر شما آسان باشد ، مردم را با پندهاى زبان خود [ 3 ] نيكى بياموزيد و با كردار خويش دعوتكنندگانى براى ايشان باشيد » . و گفت : الصمت حلم و السكوت سلامة و الكتمان سعادة ، « خاموشى بردبارى است ، و خاموشى سلامت ، و نهفته داشتن خوشبختى » . و گروهى نزد وى فراهم شدند و درباره كار نيك ( معروف ) سخن گفتند . پس گفت : المعروف كنز من افضل الكنوز ، و زرع من ازكى الزروع ، فلا يزهدنكم
--> [ 1 ] نهج البلاغه ، ح 262 . [ 2 ] ط ، به غير . [ 3 ] به غير زبان خود .