اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

128

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بر كسى كه برتر از اوست ، و به زور و استبداد بر كسى كه زير دست اوست ، و ستمكاران و گنه كار را كومك مىدهد . [ و براى رياكار ] سه نشانه است : هر گاه تنها باشد كسل مىشود ، و هر گاه كسى باشد كه او را ببيند بنشاط مىآيد ، و دوست مىدارد كه در همه كارش ستوده شود . و براى حسود سه نشانه است : هر گاه پنهان شود غيبت مىكند ، و هر گاه حاضر باشد تملق مىگويد ، و بمصيبت سرزنش مىكند . و براى منافق سه نشانه است : زبانش با دلش مخالف است ، و گفتارش با كردارش ، و آشكارش با نهانش . و براى اسراف كار سه نشانه است : مىخورد آنچه را براى او نيست ، و مىآشامد آنچه را براى او نيست ، و مىپوشد آنچه را براى او نيست . و براى مرد كسل سه نشانه است ، سستى مىورزد تا آنجا كه كوتاهى كند ، و كوتاهى مىكند تا باهمالكارى رسد ، و اهمال كارى مىكند تا آنجا كه گنهكار شود . و همانا پيشينيان شما به پرمدعايى هلاك شده‌اند ، پس مردى از شما خود را برنج نيندازد كه در دين خدا بانچه نمىشناسد سخن گويد چه خداى عز و جل اگر كوشش خود را به كار برى بر خطا معذور مىدارد . و به عمر بن خطاب گفت : ثلاث ان حفظتهن و عملت بهن كفتك ما سواهن ، و ان تركتهن فلا ينفعك شىء سواهن . قال : و ما هن ؟ فقال : الحدود على القريب و البعيد و الحكم بكتاب الله فى الرضا و السخط ، و القسم بالعدل بين الأحمر و الأسود [ 1 ] ، » سه چيز است كه اگر آنها را نگهدارى و به كار بندى ، تو را بجز آنها نيازى نماند ، و اگر آنها را رها كنى ، چيزى جز آنها تو را سود ندهد . گفت آنها چيست ؟ گفت : خويش و بيگانه را حد زدن ، و در خشنودى و خشم بكتاب خدا حكم دادن ، و ميان سرخ و سياه عادلانه بخش كردن . « پس عمر به او گفت : بليغ و موجز سخن گفتى . و مردى را شنيد كه دنيا را نكوهش مىكند ، پس گفت [ 2 ] : الدنيا دار صدق

--> [ 1 ] ر . ك . نهج البلاغه ح 131 . مروج الذهب ج 2 ص 431 .