اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

100

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

او پنهان داشت و چون به قلزم دو منزلى فسطاط رسيد به خانه مردى از مردم شهر بنام . . . [ 1 ] فرود آمد پس او را پذيرايى كرد و بخدمتگزارى ايستاد سپس كاسه اى كه در آن عسلى بود و آن را مسموم ساخته بود نزد مالك آورد و به او خورانيد . پس اشتر در قلزم وفات كرد و قبرش آنجا است و شهادت او و محمد بن ابى بكر در سال 38 بود . و چون خبر كشته شدن محمد بن ابى بكر و اشتر به على رسيد ، سخت بر آن دو بيتابى كرد و افسوس خورد و گفت : على مثلك فلتبك البواكى يا مالك ، و انى مثل مالك ، « زنان نوحه گر بايد بر مثل تو گريه كنند اى مالك و كجا است مانند مالك ؟ » و محمد بن ابى بكر را نيز ياد كرد و افسوس خورد و گفت : انه كان لى ولدا و لولدى و ولد اخى اخا ، « همانا او براى من فرزندى بود و براى فرزندانم و فرزندان برادرم برادرى » . خريت بن راشد ناجى [ 2 ] با گروهى از ياران خود خروج كردند [ 3 ] و در كوفه شمشيرها را برهنه كرده جماعتى را كشتند و مردم آنان را تعقيب كردند . پس خريت و اصحابش از كوفه بيرون رفتند و از شهرى عبور نميكردند مگر آنكه بيت المالش را به غارت مىبردند تا آنكه به ساحل عمان رسيدند و على حلو بن عوف ازدى را بحكومت عمان فرستاده بود ، پس بنى ناجيه بر او تاختند و او را كشتند و از اسلام برگشتند . پس على معقل بن قيس رياحى را بدان سرزمين فرستاد و او خريت بن راشد و يارانش را كشت و بنى ناجيه را اسير گرفت پس مصقلة بن هبيره شيبانى آنان را خريد و قسمتى از پول را پرداخت و آنگاه نزد معاويه گريخت [ 4 ] و على فرمود تا خانه اش را ويران كنند و آزادى بنى ناجيه را

--> [ 1 ] تاريخ ابو الفداء ج 7 ص 312 ، خانسار . [ 2 ] از قبيله بنى ناجيه . [ 3 ] تاريخ طبرى ، ج 4 ص 86 . [ 4 ] ر . ك . نهج البلاغه ، ط 44 ، جمهرة رسائل العرب ج 1 ص 518 .