اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
22
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
پس منجمان براى نمرود حساب كردند و به او گفتند كه در كشورش فرزندى پديد آيد كه دينش را عيب گويد و خودش را نكوهش كند و بتهايش را ويران سازد و گروهش را پراكنده گرداند . و از اين رو هر كودكى در كشورش متولد مىشد شكمش را پاره مىكرد تا آنكه ابراهيم متولد گرديد و پدر و مادرش او را پوشيده داشتند و امر ولادتش را پنهان كردند و او را در غارى كه هيچكس آگاهى نداشت نهادند . ولادت ابراهيم در كوثى ربا [ 1 ] و در صد و هفتاد سالگى تارخ بود ، و تارخ دويست و پنج سال زندگانى كرد . [ از ابراهيم تا موسى عليهما السلام ] ابراهيم [ 2 ] در زمان نمرود جبار [ 3 ] ابراهيم بجوانى رسيد و چون از غارى كه در آن بود بيرون آمد بافاق آسمان نگريست و زهره را ستاره روشنى ديد و گفت : * ( هذا ربى ) * [ 4 ] اين است پروردگار من كه بلند و آسمانى است . سپس ستاره ناپديد گشت و ابراهيم گفت بىشك پروردگار من پنهان نمىگردد . آنگاه ماه را ديد كه از افق سر برآورد و گفت : * ( هذا ربى ) * [ 5 ] چيزى نگذشت كه ماه نيز ناپديد گشت و ابراهيم گفت : * ( لئن لم يهدنى ربى لاكونن من القوم الضالين ) * [ 6 ] اگر پروردگارم رهبريم نكند از گروه گمراهان مىشوم پس چون روز رسيد و خورشيد از خاور برآمد گفت : * ( هذا ) *
--> [ 1 ] كوثى ربا كه قبر ابراهيم خليل در آن است و كوثى الطريق دو قريه است در دو جاى عراق ( مراصد ) . [ 2 ] ل : ص 21 . بقره : 124 - 134 ، 258 . انعام : 74 - 89 ، هود : 69 - 76 ، ابراهيم : 35 - 40 ، حجر : 51 - 56 ، مريم : 41 - 50 ، انبياء : 51 - 73 ، شعراء : 69 - 102 ، عنكبوت : 16 - 27 ، صافات : 83 - 113 ، زخرف : 26 - 28 ، ذاريات : 24 - 37 ، در سوره هاى آل عمران آيات 33 ، 35 ، 67 ، 68 ، 84 ، 95 ، 97 و نساء آيات : 54 ، 125 ، 163 و انعام 161 و توبه 70 ، 114 و يوسف 6 ، 38 و نحل 120 ، 123 و مريم 58 و حج 26 ، 43 ، 78 و عنكبوت 31 و احزاب 7 و ص 45 و شورى 13 و نجم 37 و حديد 26 و ممتحنه 4 و اعلى 19 نام حضرت ابراهيم ذكر شده است . [ 3 ] نمرود بن كوش بن حام بن نوح بانى شهر بابل كه تا مدتى زمين نمرود خوانده مىشد . [ 4 ] س 6 ى 76 . [ 5 ] س 6 ى 77 . [ 6 ] س 6 ى 77 .